تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
مجرّدات علّت مادى و صورى وجود ندارد ؛ و دليل آنها بر عدم علت غائى اين است كه علّت غائى را به نهاية الحركه معرفى مىكنند كه باز هم با سلب حركت ، علت غائى منتفى مىشود ؛ و در تعليميات نيز اين دو علّت فرض نمىشود ( غائى و فاعلى ) و از اين رو شيخ در اينجا مىگويد : « استخفّ بها من استخفّ » . در باب تعليميات ، اينها را خيلى كوچك و سبك شمرده‌اند تا بدانجا كه بعضى گفته‌اند اينها فقط علت صورى را دارا مىباشند ، و به اين ترتيب روشن است كه چرا شيخ قائلين به اين قول را تحقير كنندهء تعليميات خوانده ، زيرا شناسايى هر شئ منوط به شناسايى علل آن مىباشد و هر چه شئ از علتهاى بيشترى برخوردار باشد معرفت آن كامل‌تر خواهد بود و بدين سان تعليميات كه فقط به صورتشان قابل شناسايى هستند از نظر معرفت ارزشى نخواهند داشت . پس شيخ به پاسخگويى مىپردازد كه عباراتش بسيار مبهم است و محشّين كلام وى همچون آقا حسين خوانسارى نيز به اين نكته معترف و خود را از فهم بعضى از اين عبارات عاجز خوانده‌اند و مرحوم آخوند نيز توجيهى نموده كه به نظر ما درست نيست . از اين رو خود توجيهى براى اين عبارات مطرح مىكنيم : خلاصهء سخن شيخ در اينجا اين است كه بحث از علّيت از شؤون اين علم ( الهيات - ما بعد الطبيعه ) است به دليل ملاكى كه ما قبلًا به دست داديم . ملاكى كه قبلًا به دست داده‌اند اين است كه هر چيزى كه از عوارض « موجود بماهو موجود » باشد از مسائل اين علم است ؛ يعنى ملاك اينكه يك مسأله از مسائل اين علم باشد اين است كه آن عارض و آن حكمى كه در آن مسأله ، مورد بحث قرار مىگيرد از عوارض موجود بماهو موجود باشد ، نه معيارهاى ديگرى كه در باب اين علم گفته شده است . مثلًا گفته‌اند : آن مسأله‌اى از مسائل اين علم است كه در همهء علوم مشترك باشد . البته بسيارى از مسائل فلسفه در همهء علوم مشترك است ، اما اين معيار نيست ، زيرا چه بسا كه مسأله‌اى از مختصّات يك علم خاص باشد و از مبادى يك علم خاص بحث كند و در عين حال يك مسئلهء فلسفى باشد . مثلًا از ماهيتى بحث شود كه آن ماهيت ، موضوع يك علم خاص است و در غير آن علم هم هيچ مورد بحث نيست ولى باز هم از مسائل فلسفه است . پس اشتراك داشتن در همهء علوم ، معيار فلسفى بودن يك مسأله نيست . اتفاقاً علّيت به معناى اعمّ آن ، از آن دسته مسائلى است كه جزء مشتركات همهء علوم است ؛ يعنى علّيت به معناى اعم ، از مسائل فلسفه است و علّيت به معناى خاص ،