به دام انداختن و آلت صيد است . يكى با تفنگ به منظور خود مىرسد و ابزار شكار ديگرى چيزى است كه كسى تصور نمىكند كه با آن ابزار كسى قصد شكار داشته باشد .
پس خلاصهء اين نظريه اين شد كه انسان در هر فعاليتى منفعتى را خواهان است ، حال اين منفعت به هر شكل و به هر نحو مىخواهد باشد ، به هر حال انسان صيّاد است و لذّت او دريافت صيد ؛ و حاصل كلام ، محال است كه انسان از دايرهء نفع طلبى خارج شود .
2 . نظريهء ديگر ، در پاسخ مىگويد خير ، اينكه شما مىگوييد ، ناشى از عدم شناخت انسان است و بيان شما توصيف حيوان بود و انسان در مرحلهء حيوانيت بدين گونه است كه اگر چيزى را طلب كند فقط به جهت سود نهفته در آن است . مقام انسان ، مقام جود است و تفضّل ، خير رسانيدن و خدمت به غير و ايثار . انسان اعمالى را انجام مىدهد بدون اينكه به هر نحوى در آن نفعى براى او متصوّر باشد . پس اصحاب اين نظريه به كلّى ماديت اخلاقى را از انسان سلب مىكنند . نقطهء مقابل اين نظر كه همان اصحاب ماديت اخلاقى باشند در جواب مىگويند ( البته اين مطالب به صورت سؤال و جواب جايى ديده نشده ولى به طور كلى بيان شده ) انسانى كه شما مدعى هستيد مىتواند براى عمل خود هيچ نفعى را در نظر نداشته باشد ، آيا از انجام دادن آن كار لذّت و از انجام ندادنش رنج خواهد برد يا نه ؟ اگر بگوييد خير ، انسان از انجام كارى لذّت و از انجام ندادنش نيز رنج نمىبرد در حقيقت مىخواهيد بگوييد كه انسان اين موجود بالقوّه كه قبلًا فاعل فعلى نبوده و سپس شده ، در فعل اختيارى خودش هيچ انگيزهاى نداشته است ؛ و چون بيان اين سخن دور از عقل مىباشد به ناچار بايد انسان مزبور از انجام كار خود لذّت و از عدم انجامش رنج ببرد . مثلًا كسى كه ايثار مىكند ، مىپرسيم از اين ايثار لذّت مىبرد يا نه ؟ اگر از ايثارش لذت مىبرد به نحوى كه اگر آن كار را انجام ندهد رنج مىبرد ، پس اين شخص كه ايثار مىكند منفعت خواه است و براى خودش ايثار مىكند . فرض ديگر اين مسأله هم ( اينكه كسى ايثار و عدم ايثار از لحاظ لذت و رنج برايش بىتفاوت باشد ولى باز هم ايثار كند ) گفتيم محال مىباشد . مىبينيم كه اصحاب اين دو نظريه كاملا در نقطهء مقابل يكديگر فكر مىكنند .
امّا اينجا نظريهء سومى هم بدين شكل مطرح است كه بايد ديد منظور شما از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٨