ذهنى و هم در وجود عينى نيازمند به ماده است ، يعنى بدون ماده نه در خارج وجود دارد و نه قابل تصور است ؛ و آنچه در رياضيات مورد بحث است ، در وجود عينى نيازمند به ماده است ولى در وجود ذهنى نيازمند به ماده نيست يعنى ذهن مىتواند آنها را از ماده تجريد كند ؛ و آنچه در الهيات مورد بحث واقع مىشود ، نه در وجود عينى نيازمند به ماده است و نه در وجود ذهنى ، مثل وحدت ؛ يعنى امكان اين هست كه وجود غير مادى داشته باشد ، كما اينكه امكان دارد وجود مادى داشته باشد ؛ و در تصورش هم قهراً به طريق اولى بىنياز از ماده است .
و أما العلم الطبيعى فيبتدى من حيّز الجسم و الصورة الغير المفارقة من الموجودات .
و اما علوم طبيعى از ناحيهء جسم شروع مىشود . اول طبيعيات اين است كه دربارهء « حقيقت جسم » بحث مىكنند و دربارهء « صورت غير مفارقه از موجودات » يعنى صورت جسميه و صورت نوعيه و نفس و امثال اينها بحث مىكنند .
و يبحث عن أحوالها و هى من باب الكيف و الكمّ و الأين و الوضع و الفعل و الانفعال .
و احوال آن عبارتند از : كيف و كمّ و أين و وضع و فعل و انفعال .
و علم الاخلاق يبتدئ من نوع من أحوال الحال و الملكة التى هى من مقولة الكيف .
علم اخلاق از باب حال و ملكه شروع مىشود . كيفيات نفسانى انسان اگر در نفس رسوخ كرده باشد مىگويند « ملكه » است ، و اگر زود گذر و زايل شدنى باشد به آن « حال » مىگويند . اين است كه در اخلاق در مورد صفات انسان ، و اينكه كدام صفت حال است و كدام ملكه ، و اينكه اگر حال بخواهد تبديل به ملكه بشود چه بايد كرد ، و اينكه ملكهء خوب و بد كدامند ، بحث مىكنند . پس اين هم به يك معنى در باب كيفيات بحث مىكند .
باز مىرسد به حرف اولش كه مسألهء تقدم و تأخر است :
و ما كان من الاعراض قارّا فهو قبل ما كان منها غير قارّ ، و ما كان من غير القار و وجوده بتوسط قار فهو قبل الذى يوجد منه بتوسط الغير القار ؛ و الذى يوجد منه بتوسط الغير القار فهو الزمان و المتى .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٢٢