فصل ( 2 ) فى اثبات المادة و بيان ماهية الصورة الجسمية
در اين فصل دو مطلب ذكر مىشود : يكى اثبات مادّه است ( البته ماده به اصطلاح فلسفه ) و ديگر بيان ماهيت صورت جسميه . ما قبلًا به صورت اصل موضوع ، بدون اينكه اثبات كرده باشيم ، گفتيم كه اشياء بر دو قسماند ، يا جوهرند يا عرض ؛ بعد جوهر را به پنج قسم تقسيم كرديم . آن پنج قسم عبارت بودند از : عقل ، نفس ، جسم ، ماده و صورت « 1 » .
ما اينها را به صورت اصل موضوع بيان كرديم ، يعنى هنوز اثبات نكردهايم كه عقل و نفس و جسم وجود دارد . البته اينكه جسم وجود دارد به يك معناى اعم ، يك امر بديهى است و احتياج به اثبات ندارد ، آنچه كه احتياج به اثبات دارد ، بعداً عرض مىكنم چيست . بحث ما فعلا از جسم و از ماده و صورت شروع مىشود . در باب جسم آنچه روشن و بديهى است و احتياج به اثبات ندارد اين است كه ما اشيائى را در مقابل خود مىبينيم كه اين اشياء قابليت ابعاد سه گانه را دارند . مثلًا اين كتاب شيئى است داراى طول و عرض و عمق به معنايى كه بعداً خواهيم گفت .
هامش
( 1 ) . سؤال : لطفا ( به عنوان جملهء معترضه ) بفرماييد نفس بعد از مفارقت ، عقل مىشود يا باز همان نفس باقى مىماند ؟
استاد : نه ، همان نفس است .