قول چهارم : نظريهء ديگر اين است كه اين جرمهايى كه شما در خارج مىبينيد و مىگوييد جوهرى است كه داراى طول و عرض و عمق است ، در واقع دو جوهر است كه با يكديگر تركيب شدهاند : يكى همان جوهرى است كه داراى طول و عرض و عمق است به نام « صورت » ؛ و جوهر ديگرى نيز متحد با آن است كه حقيقت آن جوهر قوّه و استعداد محض است به نام « هيولاى اولى » يا « مادّهء فلسفى » .
پس اثبات ماده به معناى اثبات جسم نيست - جسم ، مركّب از ماده و صورت است و در آن بحثى نيست - بلكه اثبات ماده به معناى مورد نظر مشّائين مطرح است كه براى آن معمولا دو برهان اقامه مىكنند ( البته بيش از دو برهان هست و ايندو معروفترين آنهاست ) : يكى « برهان فصل و وصل » است و ديگرى « برهان قوه و فعل » كه بحث آنها خواهد آمد .
ماهيت صورت جسميه
بحث ديگر دربارهء ماهيت صورت جسميه يعنى تعريف آن است . در مورد ماده بحث بر سر اصل وجود آن است و بايد وجودش را ثابت كنيم و به تعريفش چندان نياز نداريم . ولى صورت جسميه وجودش محرز است ولى تعريفش مشخص نيست . به همين جهت شيخ گفت : « فى اثبات المادة » كه البته واقعا اثبات كردن اين هيولاى اولى كه مشّائين مىگويند خيلى مشكل است و شيخ اشراق به شدت منكر و مخالف آن است .
اما در مورد صورت جسميه چندان نيازى به اثبات نيست . البته بنا بر مبانى علوم جديد احتياج به اثبات آن هست ؛ ولى بنا بر علوم گذشته چندان نيازى به اثبات نبوده و بيشتر به تعريفش نياز بوده كه چگونه تعريف بشود .