لاهيجان
ابريشم فومن زيباتر از مال گشكر است ولى ابريشم لاهيجان از آنها پربهاتر است . لاهيجان بىچون و چرا دلپذيرترين و بارورترين سرزمين استان است ؛ از رشت به توسط قزلاوزن جدا مىشود و بايد از يك گدارى روبروى دهكدهء كسنه « 1 » كه تقريبا سى توآز پهنا دارد گذشت . گذر از آنجا به علت تندى آب و گودى رود تا اندازهاى دشوار است . اسبها تا سينهشان را آب مىگيرد ؛ كرانهها در اينجا بىحفاظند و اينجا در پنج فرسخى ( ليو ) دريا و چهار فرسخى لاهيجان است . اين شهر تقريبا هزار و دويست خانه دارد و در پاى يك تپهء زاويهدار و پوشيده از جنگل قرار دارد . بر روى كرانهء راست يك جويبار گندهاى است كه سيل آن را كنده و بر روى آن يك پل آجرى با دو طاق خيلى بلند ساختهاند . هوا در اينجا آزادتر جريان دارد زيرا در فضائى كه يك فرسخ مربع است هيچ درختى وجود ندارد .
بخش بزرگ اينجا از سرخسهاى گنده پوشيده شده است . چند خانوار چادر نشين در آنجا چادر زده بودند . پيكرهء نحيف و رنگ سوختهء آنها اصل تيرهشان را كه در واقع از نژاد عرب هستند هويدا مىساخت .
خان لاهيجان به من گفت كه او خراج به دولت نمىدهد زيرا دستهء سربازانش را هنگامى كه شاه به جنگ مىرود بايد در خدمت او بگذارد . با اينهمه مردمان گيلان از خارج شدن از زاد و بوم خود بسيار اكراه دارند و روىهمرفته تمام خدمت نظامشان محدود به اين مىشود كه از استان خويش دفاع كنند .
هامش
( 1 ) -Kesna