تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢

لنگرود

بندر لنگرود در سه فرسخ ( ليو ) و نيمى شمال لاهيجان است و وابسته به آن بخش مىباشد . آن بر روى رودخانه‌اى به همين نام قرار دارد و دو فرسخ از دريا فاصله‌اش مىباشد ؛ يك پل با دو طاق بزرگ آجرى اين دو كرانه را به‌هم مىپيوندد . به من اطمينان دادند كه در آنجا سه هزار خانه ساخته شده است ولى من مىانديشم كه در تمام آن قلمرو آنقدر خانه باشد زيرا من بيش از ششصد خانه گرد هم نديدم . بازرگانانش يك كاروانسراى خيلى زيبا دارند كه در كرانهء رود ساخته شده است ، من در دومين كاروانسراى كه چند قدم بالاى آن است وارد شدم ؛ يك دوجين ملوان روسى و قلموق براى سلام گفتن ما آمدند . ايرانيان خيلى برايشان شگفت‌آور بود كه ببينند ما و روس‌ها عيسوى هستيم ولى به يك زبان سخن نمىگوئيم . در اين ناحيهء كوچك خيلى فعاليت انجام مىگيرد . من بر روى رودخانه دوازده تا قايق كوچك يك دكله كه به ماهيگيرى و كشتىرانى در كنار دريا به كار بودند و زورق‌هاى بسيار فراوان كه با تنهء گود شدهء درخت‌ها ساخته شده ديدم و هنگام پائين آمدن در يك ربع ساعت به نزديكى يك كشتى گندهء قلموقى رسيدم كه پهلوى آن خيلى بلند ، بىريخت و داراى گنجايش هشتاد تا صد تونو بود . آن از بادكوبه مىآمد و بارش نفت بود . به نظرم آمد كه نفت بادكوبه را هنگامى كه بسوزانند دود و بخارى كه از آن برمىخيزد بويش خيلى كم‌تر از نفت‌هاى نزديك بغداد نامطبوع است . در لنگرود منتظر يك كشتى بودند كه از هشتر خان بايد بيايد كه در واقع هشت روز بعد به انزلى رسيد .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 342 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم