فصل چهل و سوم طرح مسافرت از كومجوقاز به سينوپ از راه زمينى -
دشمنىهاى ميان تركها و مردمان جانيك در بفرا - عدم امكان عبور از قزل ايرماق - بازگشت به كومجوقاز - رسيدن به سينوپ .
ما بيش از هفتاد فرسخ ( ليو ) از طرابوزان نرفته بوديم كه فصل جلو مىرفت و دريا روز به روز براى كشتىرانى نامناسبتر مىشد و محقق بود كه اگر با اين كندى سفر دريائى خود را دنبال كنيم به زور دو ماه ديگر به قسطنطنيه مىرسيم .
من فكر جدىتر كردم و تصميم گرفتم كه لااقل تاسينوپ از راه زمينى برويم هر چند كه دشوارىهائى هنگام گذشتن از يك سرزمين تقريبا وحشى كه از جنگهاى داخلى سخت آشفته گرديده پيش بيايد من يك نفر ينىچرى را نزد متسلم بفرار فرستادم كه بپرسم آيا به ما اجازهء عبور مىدهد يا نه پاسخ آن اين بود كه به علت حضور دشمن بر روى آن سوى ساحل هاليس بهتر اين است كه چند روزى منتظر بمانيم .
بيگانهاى كه حامى او يوسف پاشا است و امكان دارد با نخستين برخورد با مسافرى كه اتفاقات روزگار او را از طرابوزان يا ارمنستان با خود بياورد باز شناخته شود .
جا داشت كه من بترسم و اينگونه مخالفت را كه از طرف يك افسر سركش مىشود خوششگون نگيرم و انتظار بدبختى تازهاى را بكشم . تا همين هنگام مرا نيز به جاسوسى باب عالى متهم كرده بودند . اين اتهام را عمله واكرهء دو كشتى به من زدند كه يكى از آنها خالى از كريمه مىآمد و به دهانهء دانوب مىرفت تا گندم