حالت تندى و سختى هستند . اين وضع براى بررسىكننده فوائدى دارد ولى با اينهمه كافى نيست .
دانستن زبان ملتى براى كسانى كه مىخواهند خوى ساكنين آنجا را بررسى كنند ضرورى است . زبان به گفتهء يك مثل شرقى آئينهء خواست آدمى است و چهرهء تودهء مردمان را به روشنى مىنماياند و منعكس مىكند . بيش و كم تكرار در بيان پارهاى فكرها ، در برگشت و تكرار برخى واژهها ، بهصورت عادى درمىآيد و به سبك خاصيتى مىبخشد كه مردمانى كه كمتر تمرين دارند به آسانى مىتوانند آن را بفهمند . اين حقيقت كه نمونههاى روزانهء آن نمايان است بطور ويژهاى در زبانهاى شرقى به چشم مىخورد مثلا فعل فرمان دادن معناى كردن را مىدهد ؛ همچنين نمىگويند خدمتگزار شما بلكه مىگويند بندهء شما ، در اينجا روح ملتهائى كه اين سخنان را « 1 » مىگويند بازشناخته مىشود .
هامش
( 1 ) - چون زبان تركى در چندين شهرستان ايران گفته و نوشته مىشود گمان مىكنيم كه در اينجا لازم باشد كه كمى در اينباره پرتوى بيفكنيم و از يك كتاب دستورى كه چندى پيش تركيب كردهايم و در همين زمان در پاريس به چاپ مىرسد استخراجى به عمل بياوريم .
اين زبان به عقيدهء ما گويشى از تاتارى است كه عثمانيان در 1453 به قسطنطنيه آوردند . پيش و پس از اين دوره تعداد زيادى اصطلاحات عربى و فارسى در آن داخل شده و اين اصطلاحات به علت دين اسلام ، نيازمنديهاى بازرگانى و جنگهاى دائمى تركها در آسيا به زبانشان درآمده است ؛ ولى با اين فرق كه زبانهاى ما وقتى در اروپا غنى مىشود كلمههاى يونانى و لاتينى را مىگيرد و با كيفيت زبان خود درمىآميزد و تغييرات كم و بيش بزرگى به آنها مىدهد ولى زبان تركى عين كلمات را مىگيرد و ماهيت آنها را تغيير نمىدهد و انديشههاى نوين خود را با آنها ادا مىكند .
اين تغيير و تحريف زبان ملى كه نتيجهء طبيعى عللى است كه آن را به وجود آوردهاند درميان مردم باسواد بيش از مردم عامى محسوس است و در نوشته بيشتر از سخنرانى به چشم مىخورد و از اين كار نتيجه مىگيريم كه براى درست حرف زدن و بويژه براى درست نوشتن تركى تقريبا لازم است كه در آغاز به معارف زبان فارسى و بويژه عربى آشنائى پيدا كرد . در واقع تركها حروف نوشتنى ، طرز عددنويسى . تمام كلماتى كه افكار مذهبى -