شرمآور مىداند و جنبش و مسافرت را برتر مىشناسد . او مىگويد : « براى لذت بردن از آرامش زندگى بايد آن را با كار و خستگى خريد و به دست آورد . » همچنين است كه مىبينيم كه از چادرهاى ايلات مردمان خيلى چابك و خوشگل بيرون مى آيند و تقريبا همهء جنگاوران « 1 » از همينها هستند . مردمان شهرنشين ، تنبل و تنپرورند اسلحه به دست نمىگيرند مگر آنكه خطر فورى آنان را تهديد كند يا از ايل غريبى « 2 » باشند و مردمان صحراها هميشه مسلح و آمادهء جنگ با دشمنان خود هستند .
آن دسته سپاه چريكى تنها براى دستمزدى كه مىگيرند يا براى غنيمتى كه اميد به يغما بردنش را دارند « 3 » مىجنگند و اينها تنها ايلاتى هستند كه شاه ايران مىتواند دربارهء دلاوريشان پيش خود حساب كند . در بهار آنان از كنج خود بيرون مىآيند و در جائى كه شاه فرمان مىدهد گرد مىآيند و براى جنگ رفتن داخل خدمت نظام مىشوند و هميشه در زمستان آنها را به سوى تيرهء خودشان باز مىگردانند .
مهمترين تيرههائى كه به زبان تركى سخن مىگويند : افشارها ، قاجارها ، تركمنها ، بياتها ، طالشها ، قراچورلوها ، قراگوزلوها ( چشم سياهان ) و شاهسونها ( دوستداران شاه ) ؛ و ميان كردها : رشوندها ، شقاقىها و اردلانها ؛ و ميان لرها : زندها ، فيلىها و بختيارىها ؛ و ميان عربها : بسطامىها ، بنى كعبها و بنى حولها هستند .
هامش
( 1 ) - نادر شاه از تيرهء افشارها بود .
( 2 ) - در چندين شهر ايران مردمانش مشهور هستند كه از يكى از تيرهها هستند ؛ ( شهرهاى كاشان ، قم ، اصفهان و يزد ) از اينكه جنگاورانى تهيه كنند معاف هستند . استانهاى گيلان و مازندران از همين امتياز برخوردارند .
( 3 ) - آقاى اسكات وارينگ ( در كتاب « گردش تا شيراز » صفحهء 326 ) مىگويد كه يك سپاه ايرانى جزو دستهء انبوهى از راهزنان است كه تنها به اميد تاراج گردهم مىآيند . نخستين قسمت اين سرزنش به نظر ما لااقل اغراقآميز است .