تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
دررفته بود . مىشد كه او را بجاى اورست كه از طرف فورى پريشان شده بود گرفت « 1 » . هيجان او به ديگر حاضرين مجلس سرايت كرد . آن شورى كه او را فرا گرفت نفسش را به شماره انداخت چند لحظه خستگى دركرد و پس از آن غزلى از حافظ خواند . ترجيع‌بند اين مديحه يا اگر بتوان گفت اين نغمه را يك دسته نوازندگان كه باهم تكرار مىكردند خواندند و اين آواز همراه با چندين آلت موسيقى و دايره بود . من اجازه مىخواهم كه ترجمهء تحت اللفظى اين قطعه خيلى معروف را اينجا بياورم : « بهار و گل سرخ بىنسيم باد صبا ، بىگونه‌هاى يك معشوق خوش نيست . خيابانهاى كوچك باغها و پيچ و خمهاى اسرارآميز بستان‌ها بىمعشوق لاله‌گونه همه ارزش خود را از دست مىدهد . لبهاى شيرين كه مانند انگبين است و مثل گل تر و تازه مىباشد بىعشق و بوسه همه ارزش خود را از دست مىدهد . حركت موزون سروها ، لرزش گلها بىنغمهء شيرين بلبل همه ارزشش را از دست مىدهد . باغها ، گلها ، مى ، چيزهاى شادىآورى هستند و ليكن بىمعشوق ، مى ، گلها و باغها ارزش خود را از دست مىدهند . در كنار رنگ درخشان يك دختر جوان زيبا ، تندترين رنگهائى كه يك نقاش زبردست مىزند ارزش خرد را از دست مىدهد . حافظ « 2 » زندگى ما مانند سكهء ناچيزى است ؛ اگر آن را در هنگام خوشى به مصرف
هامش
( 1 ) -Oresteپسر آگاممنن( Agamemnon )و كليتم نستر( Clytemnestre )بود و مادرش را به خونخواهى پدرش كشت . . . پس از آن او را سخت دنبال كردند تا بالاخره روزى به پادشاهى آرگس( Argos )رسيد . . ( پردهء نقاشى : اورست كه او را ديوهاى جهنمى دنبال كرده‌اند در موزهء لوور است . ) ( مترجم ) ( 2 ) - معمولا در آخرين بيت غزل نام سراينده ياد مىشود .
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 162 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم