تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كه به من همه‌چيز داده است ولى من رسوم را مىشناسم و مىدانم كه بايد با مردم خوب رفتار كرد . من براى فرانسويان ، روس‌ها ، انگليسىها ، ايتاليائىها و اسكلاون‌ها ارزش مىگذارم چون خودم اروپائى هستم و در بسنى به جهان آمده‌ام . خانواده‌ام خيلى بىچيز بودند كه نه تنها يك ديگ نداشتند بلكه ناچار بودند كه براى رفع نياز آن را از همسايه امانت بگيرند . من بينواترين مردم جهان بودم و اكنون ارباب سراسر شامات هستم . خدا چنين خواسته است ولى درحالى كه به من توانائى بخشيده به من فرمان داده كه جدى باشم . » هنگامى كه جزار سخنانش پايان يافت من به يادش آوردم كه بايد همانگونه كه نامه‌اى به دستش رسيده است پاسخ ما را با نامه بدهد . او نامه را از هم گشود و نگاه تندى به سراسرش انداخت و گفت « چه نيازى به اينهمه سخنان و احتياطات است . اگر آن افسرى كه شما را فرستاد مىخواهد كه با من صحبت كند من حاضرم كه او را پذيرائى كنم و خيلى خوش آمده است . پاسخ من همين است . » من به او گفتم كه به ما دستور داده‌اند كه پاسخ نوشته از شما بخواهيم . پاشا از نو پاسخ داد : « نه ، رسم من براين نيست . اگر كسى به سخن من اعتماد ندارد چگونه به خط من اطمينان مىيابد ؟ » من خواستم به او بفهمانم كه چنين استنكافى را مانند يك بىاحترامى تلقى مىكنيم و خودمان را به اين راه زديم كه از محتويات آن نامه خبرى نداريم ولى او با خشم فرياد كشيد « تو نمىدانى كه در آن‌چه نوشته شده است ؟ اين نامه به خط خودت است . تو اظهار مىكنى كه به شما توجهى نشده است بدان كه اگر يوسف پاشا اين وزير يك چشم كه بر امپراطورى فرمانروائى مىكند به اينجا آمده بود به او اجازه نمىدادم كه پهلويم بنشيند ولى به هر دوى شما اين احترام را گذاشتم . آيا اميد براين دارى كه مرا بفريبى و مىانديشى كه من نمىفهمم كه معنى درخواست يك پاسخ نوشته شده چيست ؟ تو مىخواهى ارزش خودت را در برابر سركرده‌ات كه براين كار ترا گماشته است نشان بدهى و دلت مىخواهد كه به او بگوئى كه : جزار نمىخواست چيزى بنويسد ولى من
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 143 | پير آمده ژوبر / على قلى اعتماد مقدم