و خيلى اشخاص ديندار ايرانى در آنجا به خاك سپرده شدهاند .
در دشت مغان در نزديك اردبيل بود كه فاتح افغانها و تركها و مسكوىها ( روسها ) ، نادرشاه بزرگان كشور را گردآورد و سخنرانى استوارش را دربارهء ناگزيرى تغيير شكل حكومت ايراد كرد . او شمشير برهنهء خود را در دست گرفته بود و درحالى كه آن را به غلاف مىكرد اظهار داشت كه ايرانيان آزادند كه هر فرمانرواى شايستهاى را كه صلاح مىدانند بگزينند . همينكه او را با هلهله به شاهى خواندند نزديك اردبيل جشن تاجگذاريش انجام شد .
بارورى زمين ، سازگارى هوا ، فراوانى آب موجب شده كه سرزمينهاى پيرامون را همواره اردبيل از خوشبختى و كامرانى بهرهمند سازد . همهچيز گواه براين است كه اين شهر در زمان مادها يكى از مهمترين شهرهايشان بوده است . تاورنيه و كرنى لبرن دربارهء جزئيات اين شهر توضيحاتى دادهاند ولى در در سفرنامههايشان كه از روى آنها چندين نقشه تدوين گرديده است اشتباهات بسيارى ديده مىشود . آنها با روش نادرست فاصلهء ميان تبريز و اردبيل را نشان دادهاند . فاصلهء آن شهر به اين شهر را مىتوان با سى ساعت راهپيمائى پيمود در صورتىكه هفت ساعت و نيم وقت مىخواهد تا از اردبيل به غربىترين كرانهء درياى خزر رسيد .
اردبيل يك انبار كالاى بازرگانى براى كاروانهائى كه از تفليس ؛ دربند و باكوبه تهران و اصفهان بار مىبرند به شمار مىآيد . بازارهاى اين شهر به خوبى نگاهدارى مىشود ولى دربارهء استحكامات آن بايد گفت كه از متوسط كمتر هستند .
اردبيل ساختمانهاى شايان كه بتواند مانند درگاهى باشد خيلى كم دارد ؛ چنان كه عباس ميرزا براى جاى دادن دربارش ناگزير شد كه در زير چادر ، تمام زمستان سال 1805 را بگذراند .
براى محل سكنى من در اين شهر يك كلاه فرنگى درنظر گرفتند كه مجاور كاخ وزير ميرزا بزرگ بود . مأموريتى كه به من واگذار شده بود توجهء
مسافرت در ارمنستان و ايران ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: پير آمده ژوبر
ص١٣١