گفتهاند . او چندين راهزن را كه به او شبيه هستند گرد خود آورده و با كمك آنان به لخت كردن كاروانها پرداخته و مىگويند كه آهنگ كرده است كه حتى به كاخ من بتازد ولى من از او نمىترسم . تا زمانى كه نيروى قانونى مرا حمايت بكند و جانشين پيغمبر تكيهگاه من باشد مىتوانم به عنايات خداوند خشنود باشم و دشمنانم را تار و مار كنم آنچنانكه باد سام « 1 » با شن بيابان كرد . »
پيش از آنكه از پيش او بيرون بيايم من پاشا را ترغيب كردم كه مواظبت خود را دو برابر كند و بطور محرمانه از آنچه كه مىدانستم به آگاهيش رسانيدم كه چه دستهبنديهائى برضد او مىشود و از او خواهش كردم كه وسائلى برانگيزد كه من بيدرنگ به ايران برسم . ولى خواه از اينكه مىترسيد كه با دادن يكدسته سپاهى نيروى دفاعيش كاهش يابد درحالى كه به آنها براى دفاع شخص خود نيازمند بود خواه براى اينكه تصور مىكرد كه عبور من از وان بعنوان نشانهء اطمينان از طرف بيگلربيگى نسبت به او تشخيص داده شود و كه مىانديشيد كه اقامت من در اين شهر يك نوع سپرى برايش به شمار مىرود و بالاخره اينكه او مىخواست كشف كند كه آيا چند تن از پيروان دشمن وحشتناكش به دنبال من به شهر درنيامدهاند ، بههرحال او مرا به بهانههاى چندى پيش خود در شهر تا سىام آوريل
هامش
( 1 ) - ساميلSamiel( يا بهتر شام يلىCham yely) باد جنوب شرقى است كه از 10 تا 15 آوريل چندينبار مىوزد و در نخستين پانزدههء ژوئن پايان مىيابد .
هربار كه مىگيرد معمولا تا سه روز مىوزد . اين همان بادى است كه عربها آن را خمسين مىخوانند و كه در چندين سفرنامهء شرق نامش را باد سموم گذاشتهاند و اين گونه آن را مىشناسند . اين باد بويژه در ابو شهر ، بندرعباس ، بغداد ، بصره ، در عربستان ، در شامات و مصر ظاهر مىشود و سپس از مديترانه مىگذرد و بعدا كه به سواحل سيسيل مىرسد خيلى ضعيف مىوزد . ارتش فرانسه دچار اثرات دردسر آورندهء اين باد در جريان لشكر كشى خود به شامات گشت . مىدانيم كه وقتى اين باد با شدت مىوزد مطمئنترين وسيلهء حفاظت خود در برابر آن اين است كه بيدرنگ بايد به حال دمرو روى زمين دراز كشيد و رخ را به خاك نهاد و دهان و بينى را در شن پنهان كرد تا آنكه اين باد سخت و زودگذر پايان بيابد . اين همان كارى است كه شترها مىكنند .