تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 932

مساهمون:

ص٩٣٢
مانند كسى كه در برابر فرضيهء حركت عمومى بگويد : « اگر حركت عمومى راست است ما بايد حركت بخوريم و بپوشيم » و مانند كشتىگيرى كه بگويد : « اگر نيروى الكتريسيته راست است بيايد با هم كشتى بگيريم » .
شرح
دوام الفيض عن المبدء الجواد » . ثالثاً وجود شرور و اعدام در تكميل وجود موجودات و در ايجاد حركت و جنبش و سوق دادن آنها به كمال و صيقل دادن آنها مفيد و مؤثر و شرط حتمى است « ( * ) » . حكما مىگويند همواره حركات طبيعى ( مكانى ) به دنبال حركات قسرى پديد مىآيند . تا شىء با نيروى مخالف ، از مقتضاى طبع خود دور نشود ميل به حركت و وصول به مركز در او پديد نمىآيد . در ميان مصيبتها و دردها و رنجهاست كه پختگيها و تهذيبها و تكميلها و نبوغها پيدا مىشوند . اگر رنج گرسنگى و تشنگى نباشد لذت سيرى و سيرابى هم نيست . اگر امكان فسق و فجور [ و ] پيروى از هواى نفس نباشد تقوا و عفاف هم نيست . اگر رقابتها و عداوتها نباشد تكاپو و جنبش و مسابقه هم نيست . اگر جنگ و خونريزى نباشد پيشرفت و تمدن هم نيست . اگر اختناق نباشد آزاديخواه و آزاديخواهى كه مظهر جمال و كمال انسانيت است بروز نمىكند . اگر ظلمها و قساوتها نباشد عدالتها و عدالتخواهيها ارزش پيدا نمىكند . فقدانات و احتياجات است كه محرك نيروها و به فعليت رسانندهء قوه‌ها مىباشند . پس با توجه به اينكه جهان طبيعت جهان تدريج و تكامل و حركت از نقص به كمال است و حركت و تدرّج ، ذاتى طبيعت است و با توجه به اينكه حركتها و جنبشها و سوق به كمالها بستگى طبيعى و ذاتى دارد به همين چيزهايى كه « شرور » و « بديها » ناميده مىشوند ، فايده و فلسفه و مصلحت شرور و بديها روشن مىشود و معلوم مىشود آنچه « شر » و « بدى » ناميده مىشود از نظر جزئى و به لحاظ شىء خاص است اما با مقياس وسيع‌تر و بزرگ‌تر خير و خوبى است نه شر و بدى . از آنچه گذشت معلوم شد اولًا شرور عالم از قبيل نيستيها و يا از قبيل هستيهايى هستند كه سبب نيستيها شده‌اند و ثانياً اين شرور از خيرات تفكيك ناپذيرند و نبودن اينها مستلزم نبودن اين عالم است و ثالثاً اين شرور و بديها در نظام عالم و در كمال موجودات نقش مهم و مؤثرى دارند .
هامش
( * ) براى هر سه بحث مربوط به شرور ، رجوع شود به كتاب عدل الهى تأليف مرتضى مطهرى