تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
و از اين روى مفاهيم « جوهر » و « عرض » و « مهيّت » و « نوع » و « ذات » و « صفت » و مانند آنها تغيير مىيابد و در نتيجه مفهوم قضايا نيز تغيير وضع مىدهد . همان حملى كه ما در حال عادى از وى ( ثبوت صفت بر ذات يا بر جوهر ) مىفهميم ، پيش اين
شرح
تنها به شكل و وضع آنهاست . تحولات و عوارض اجسام از گرمى و روشنى و سنگينى و جذب و دفع و همهء آثار طبيعت نتيجهء حركات اجسام است و حركت جز نقل مكان چيزى نيست و آن ، تغيير وضع اجزاء و اجسام است نسبت به يكديگر . » « ( * ) » ايضا مىگويد : « اجسام جاندار نيز تابع قواعد اجسام بىجان مىباشند و جان داشتن مستلزم وجود امرى زائد بر خواص جسم كه بعد و حركت باشد نيست و جانوران فقط ماشين و دستگاه مىباشند و ليكن ماشينهاى كامل هستند و بسيار به دقّت و نفاست تعبيه شده‌اند چنان كه دستگاههاى ساخت انسان در جنب آنها بسيار ضعيف و ناقص است اما از همان نوع است و حتى تن انسان هم اين صفت را دارد و جز ماشين چيزى نيست جز اينكه انسان نفسى يا روانى هم دارد كه مايهء حس و شعور و تعقل اوست و امرى زائد بر تن است و با جسم به كلى متباين است و دخالتى در كارهاى حيوانى تن ندارد . » « ( * * ) » و نيز مىگويد : « جانوران داراى روان نيستند و به اين سبب حس و شعور و عقل ندارند و حركات آنها مانند ماشين است چنان كه انسان هم اگر از عقل و شعورش صرف‌نظر كنيم حركات حياتىاش مانند جانوران حركات ماشينى است و بنابراين معرفة الحيات هم شعبه‌اى از حكمت طبيعى و تابع قواعد علم حركات است . » « ( * * * ) » يكى از آثار و لوازم اين طرز تفكر اين است كه علوم مختلف مخصوصاً علوم طبيعى يعنى علومى كه موضوع آنها يكى از انواع اين جهان است تبديل به علم واحد
هامش
( * ) سير حكمت در اروپا ، ج 1 / ص 191 و 192 . ( * * ) همان مأخذ ، ص 195 . ( * * * ) همان مأخذ ، ص 196 .