انرژى است ، هر چه هست حركت است ) پيش آمد تحول تازهترى در مفاهيم مسائل علمى و به تعبير ديگر در مفهوم « قضيه » ( حمل به اصطلاح منطقى ) پيدا شد . اصلًا طرز تفكر عوض شد .
شرح
مبحث « كليات » و مبحث « حدود و تعريفات » كه فرع و نتيجهء اين مسأله است .
اكنون مىگوييم ممكن است كسى منكر اختلافات ماهوى اشياء بشود و بگويد به چه دليل اشياء مختلفى كه در خارج وجود دارند از لحاظ ذات و ماهيت با يكديگر اختلاف دارند ؟ چه مانعى دارد كه همهء اينها يك ذات و ماهيت داشته باشند و اختلافات آنها سطحى و عرضى باشد ؟ تنها اختلاف نام كه يكى را « جماد » و ديگرى را « نبات » و سومى را « حيوان » مىناميم دليل نمىشود كه اينها از نظر ذات و ماهيت با يكديگر مغاير مىباشند . همهء اشياء از يك سلسله اجزاء مادى تشكيل شدهاند و ماهيت آنها را همان اجزاء ماده كه در همه وجود دارد تشكيل مىدهد ، تفاوتى كه هست در كيفيت تشكل و ساختمان آنهاست و بديهى است كه تفاوت در كيفيت ساختمان سبب نمىشود كه اختلافات اشيائى كه همه از يك چيز ساخته شدهاند اختلاف ماهوى و ذاتى باشد همان طورى كه ساختمانهاى يك شهر هر كدام يك شكل و تركيب بخصوص دارد و براى منظور و هدف معين مفيد است و هر يك نام بخصوص دارد : يكى مدرسه است ، ديگرى پاساژ ، سومى گاراژ ، چهارمى مسجد ، پنجمى حمّام . . . و حال آنكه هر كدام از آنها مجموعهاى است از آجر و سنگ و آهن و سيمان و خاك و آهك و گچ و غيره . همچنين است انواع ماشينها از اتومبيل ، هواپيما ، كارخانهء ذوب آهن ، كارخانهء اسلحه سازى و غيره كه همهء آنها مجموعهاى هستند از فلزات و غيره ولى با ساختمانها و ترتيبهاى مختلف . اختلافات اين ساختمانها و يا اين ماشينها تنها در ناحيهء تأليف و ترتيب و شكل و هدفى است كه از آنها منظور است . هرگز احدى ادعا نكرده است كه اين ساختمانها يا اين ماشينها از نظر ماهيت و ذات و نوعيّت با يكديگر متغايرند .
موجوداتى كه ما آنها را ماهيات مختلف مىپنداريم و اختلافات آنها را ذاتى و نوعى مىانگاريم و آنها را به صورت انواع و اجناس مختلف دسته بندى مىكنيم نيز بيش از اين نيست . مجموعهاى از ذرات مادى با يكديگر گرد آمده و نظم و تشكل مخصوصى يافتهاند و ما آنها را با نامهاى « جماد » و « نبات » و « حيوان » و « انسان »