تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
صورتهاى مادى ديگر امكان را در بر دارد زيرا چنان كه تخم سيب مىتواند سيب شود سيب نيز مىتواند با تجريه چيز ديگرى شود و بالاخره در امتداد سير و تكاپوى طبيعى خود دوباره سيب شود . و در نتيجه تخم سيب مثلًا مىتواند بىواسطه سيب اول و با واسطهء كم يا زياد سيب دوم و چيزهاى ديگر شود . و از همين جا دو نظريهء ديگر نيز روشن مىشود : اول : مادهء جسمانى امكان صور غير متناهى را دارد . تنها چيزى كه هست اين است كه نسبت به هر يك از صورتها قبول خاصى دارد و با دورى و نزديكى و داشتن و نداشتن واسطه ، اختلاف پيدا مىكند . دوم : ماده به واسطهء امكان به دورى و نزديكى متصف مىشود و اين خود گواه ديگرى بر ثبوت امكان مىباشد 1 زيرا اين دورى و نزديكى صفتهايى هستند خارجى
شرح
نپذيريم يا اينكه آن را به عنوان تركيب اتحادى نه انضمامى توجيه كنيم يا با قبول همهء آنها قبول نكنيم كه در جريان تحولات جسمانى جزء صورى لزوما از ميان مىرود نظريهء بالا ( حامل امكان مادهء شئ است نه صورت او ) از ميان خواهد رفت يا شكل ديگر به خود خواهد گرفت . مطالب آينده اين مطلب را توضيح خواهد داد . ( 1 ) . حالتى نيست كه در آن حالت تمام امكانات مادهء جسمانى از وى سلب شود . مادهء جسمانى نه معدوم مىگردد و نه از وى سلب امكان مىشود . از اين رو مىگوييم مادهء جسمانى امكان صور غير متناهى را دارد ولى نسبت ماده در هر حالى با هر يك از صور غير متناهى كه حامل امكان آنها هست يكسان نيست ؛ نسبت به بعضى اين امكان را دارد كه قريبا آنها را بپذيرد يعنى آمادگى كامل نسبت به آنها دارد و نسبت به بعضى اين امكان را دارد كه پس از پذيرفتن صورتهاى ديگر آمادگى كامل پذيرش آنها را داشته باشد . اگر نسبت استعدادات و امكانات را با بعضى از فعليتها بسنجيم مىبينيم كه بعضى از آنها به آن فعليت نزديكند و بعضى دور . مثلًا اگر استعداد نطفه را نسبت به فعليت انسانيت بسنجيم مىبينيم اين استعداد و به فعليت انسانيت نزديك‌تر است ولى اگر نسبت سيب را با آن بسنجيم مىبينيم دور است يعنى ممكن است سيب انسان بشود اما با اين ترتيب كه مراحلى از فعليتها را طى كند تا اينكه جزء بدن انسان شود و تبديل به نطفه گردد و نطفه انسان شود . پس استعداد سيب براى انسان شدن استعدادى است كه با فعليت انسانيت فاصلهء زيادى دارد .