تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
اين بحث بلكه در هر بحث فلسفى مربوط به خواص نظرى زمان دچار يك رشته فراموشكارى و اشتباهات گرديده‌اند . به هر حال زمان از جمله پديده‌هايى است كه بىسابقهء عدم زمانى نيازمند به علت مىباشد ؛ و همچنين حركت عمومى و ماده‌اى كه موضوع حركت است همين
شرح
اينكه عدد 4 ، عدد 4 است چيست ؟ » يا « علت اينكه خط ، خط است چيست ؟ » . . . آرى ، مىتوانيم وضع سؤال را تغيير بدهيم و از معلول واقعى كه خود وجود است صرف نظر كنيم و طبق عادت ذهن خود ، ماهيت را كه معلول بالمجاز است مورد پرسش قرار دهيم و از خود بپرسيم « مناط احتياج ماهيت به علت چيست ؟ » . در جواب اين سؤال مىتوان گفت كه علت احتياج ماهيت ( البته احتياج مجازى ) همانا « فقر وجودى » است و يعنى علت اينكه ماهيت در موجوديت و معدوميت مجازى خود تابع علت خارجى است اين است كه نحوهء وجود ماهيت ، نحوهء وجود ايجادى و تعلقى و ارتباطى است . اين سؤال در مورد ماهيت از آن جهت صحيح است كه ما با يك مسامحهء ذهنى « محتاج » را غير از « احتياج » و غير از « علت احتياج » فرض كرده‌ايم ، ولى اين سؤال در مورد « وجود » صحيح نيست زيرا اين تفكيك ، در وجود ميسر نيست . اگر ما معلول را با اين وصف شناختيم كه هويتش عين ايجاد و عين احتياج و عين وابستگى است دو نتيجهء مهم مىگيريم : يكى اينكه بدون آنكه احتياجى به براهين امتناع تسلسل علل داشته باشيم وجود علت بالذات و واجب الوجود را - يعنى هويتى كه واقعيتش هويت تعلقى و ارتباطى و ايجادى نيست بلكه هويتش عين غنا و استقلال و قيام بالذات است - اثبات مىكنيم و فرضيهء حسى مادى مبنى بر اينكه « هر موجودى معلول است » با واضح‌ترين بيانى باطل شناخته مىشود . تفصيل اين مطلب را در مقالهء 14 خواهيم ديد . ديگر اينكه روى هر يك از سه نظريهء بالا حداكثر پيوستگى و ارتباطى كه ميان موجودات مىتوانيم تعقل كنيم اين بود كه موجودات همه به منزلهء حلقه‌هاى يك زنجير و آلات و ابزار يك كارخانه است كه به يكديگر پيوسته و مرتبط است ، ولى مطابق اين نظريه پيوستگى و ارتباط ، عين هويت موجودات است و جهان را ما بايد به منزلهء يك خط متصل و يا به منزلهء يك حقيقت متموّج تعقل كنيم و تنها اختلافى كه بين اجزاء آن فرض مىشود اختلافات شدت و ضعفى و كمال و نقصى است . اين مطلب را نيز در محل ديگرى توضيح كافى خواهيم داد .