تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
خلاصه اينكه نبايد وصف « ضرورت » را كه اشياء نسبت به علت تامّهء خود دارند توسعه داده ميان هر چيز و هر چيز سرايت داد چنان كه اغلب دانشمندان مادى به اين اشتباه دچار شده و با اثبات جبر ( ضرورت ) در كليهء حوادث و افعال اختيارى و
شرح
نظر بگيرند . و چون اين مسأله علاوه بر جنبهء نظرى داراى جنبهء عملى نيز هست - زيرا چنان كه مىدانيم لازمهء جبر ، خارج شدن از زير بار تكليف و مسؤوليت و بىاثر دانستن تربيت و اخلاق و در نتيجه لاقيدى و تنبلى و انحطاط و بيچارگى است و كمتر فكرى است كه به اندازهء فكر جبر زيانهاى عملى و اخلاقى در برداشته باشد و بسا اشخاصى پيدا مىشوند كه براى آنكه فلسفه‌اى براى اعمال زشت خويش پيدا كنند به نظريهء جبر متمسك مىشوند - لهذا ما تفصيلا وارد اين مبحث مىشويم و سعى مىكنيم با طرز بديع و بىسابقه‌اى اين مطلب را به خوانندهء محترم تحويل دهيم . مجموع راههايى را كه بشر در مسألهء « جبر و اختيار » پيش گرفته مىتوان اين طور خلاصه كرد : صدور افعال انسان از انسان ضرورى و جبرى است و هيچ‌گونه اختيار و آزادى براى انسان در كار نيست و هيچ گونه تكليف و مسؤوليتى هم براى انسان صحيح نيست . جبريّون مطلق ، كسانى كه در هر دوره‌اى كم و بيش پيدا مىشوند و مكتب مشخصى ندارند . صدور افعال انسان از انسان جبرى است و هيچ‌گونه اختيار و آزادى در كار نيست ولى در عين حال تكليف و مسؤوليت صحيح است . ماديين جديد هيچ‌گونه ضرورت و وجوبى در كار جهان حكمفرما نيست و در نتيجه بر افعال انسان نيز ضرورتى حكمفرما نيست . منكرين ضرورت علّى و معلولى مانند برخى از متكلمين و برخى از علماى فيزيك جديد