تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
حركت بىعائق هيچگاه پيدا نمىشود براى اينكه فرض يك جسم تنها در جهان هستى با فرض حركت مكانى كه تبدل تدريجى نسبت جسم به خارج از خود
شرح
حركت غلط بماند . شايد شخصيت ارسطو كه مدتهاى مديد مقتدرترين مقام علمى را در اروپا داشت علت اساسى پايدارى اين تصور غلط و الهامى بوده باشد . در كتاب مكانيكى كه منسوب به اوست و دو هزار سال از عمرش مىگذرد چنين مىخوانيم : « جسم متحرك موقعى به حالت سكون درمىآيد كه قوه‌اى كه آن را در امتداد خود به حركت واداشته است نتواند ديگر تأثير كند و آن را براند » . اكتشاف روش استدلال علمى و به كار انداختن آن به وسيلهء گاليله يكى از بزرگترين پيشرفتهاى فكر بشر است و آغاز حقيقى علم فيزيك را بايد از همان موقع دانست . . . حال ببينيم آيا در مسألهء حركت به راستى نداى ضمير ، ما را به اشتباه انداخته است ؟ فرض كنيم كسى كه در امتداد جادهء صافى ارّابهء دستى را به جلو مىراند ناگهان از راندن آن دست بدارد . ارّابه پيش از آنكه بايستد مدتى طى مسافت مىكند . از خود بپرسيم چگونه ممكن است اين مسافت را زيادتر كرد ؟ اين كار چندين راه دارد كه از جمله روغن زدن چرخها و صاف‌تر بودن جاده است و هر چه روغن زنى چرخها بهتر و جاده هموارتر باشد مسافتى كه آن ارّابه پس از قطع عمل راندن پيش مىرود افزون‌تر خواهد شد . بسيار خوب ، ببينيم روغن زدن چرخها و هموارتر بودن جاده چه اثرى دارد ؟ اثر آنها فقط اين است كه تأثيرات خارجى كمتر و كوچك‌تر شده و آن عاملى كه « اصطكاك » نام دارد هم در چرخها و هم در ميان چرخها و زمين جاده نقصان پذيرفته است . اينكه مىگوييم ، يك تعبير و تفسير نظرى دربارهء حادثه‌اى است كه مشهود افتاده و البته اين طرز تعبير كاملا احتمالى است . يك قدم مهمتر كه برداريم مفتاح حقيقى معما را به دست مىآوريم . فرض كنيم راهى باشد در كمال صافى و چرخهايى كه هيچ مالش و اصطكاك نداشته باشد ؛ در اين صورت هيچ چيز باعث ايستادن ارابه نمىشود و براى هميشه به سير خود ادامه خواهد داد . اين نتيجه به وسيلهء تفكر دربارهء تجربهء خيالى به دست آمد و چون غير ممكن است كه چنين راه و چنين چرخهايى در اختيار ما باشد به اين تجربهء خيالى هم هرگز نمىتوان جامهء عمل پوشانيد . اين آزمايش خيالى همان كليد رمزى است كه شالودهء تمام قوانين مكانيكى مربوط به حركت را مىسازد . از مقايسهء اين دو طريقه تفكر دربارهء مسألهء حركت مىتوان گفت نتيجهء طرز تصور الهامى عبارت از اين است كه هر چه مؤثر قوىتر باشد سرعت زيادتر مىشود و به اين ترتيب از روى سرعت مىتوان دريافت كه آيا نيروهاى خارجى در سرعت تأثير دارند يا ندارند ؟ با كليد جديدى كه گاليله
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 594 | مرتضى مطهرى