تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
1 . ما واقعيت ( هستى ) را به يك معنى به همه چيز اثبات مىكنيم . ( 2 ) . مفهوم واقعيت ( هستى ) غير از مفهوم هر يك از اشياء واقعيت‌دار است .
شرح
انسان پس از اذعان و قبول اصل قطعى « واقعيتى هست » و پس از يافتن پاره‌اى مظاهر واقعيت از قبيل « من هستم » ، « سفيدى هست » ، « درخت هست » ، « سنگ هست » ، « خورشيد هست » و . . . به اين نكته برمىخورد كه ذهن خود تصورات زيادى از اشياء زيادى دارد ، مثلًا تصورى از سفيدى دارد و تصورى از خورشيد و تصورى از درخت و تصورى از سنگ . . . آنگاه مىبيند اين معانى كه از آنها تصوراتى دارد هيچكدام به يكديگر قابل تطبيق نيستند يعنى بالضروره مىيابد كه درخت عين سنگ و هر دو عين خورشيد و هر سه عين انسان و هر چهار عين سفيدى يا قرمزى نيستند پس مىفهمد كه اجمالا عينيت مطلق بين اين مفهومات حكمفرما نيست و يك نحو مغايرتى در كار است ولى در عين حال همهء اين امور متغاير در يك امر با يكديگر شريكند يعنى ذهن دربارهء آنها از يك حيث به يك جور حكم مىكند و آن جهت عبارت است از جنبهء موجود بودن و واقعيت داشتن در خارج ، يعنى ذهن دربارهء هر يك از آنها حكم مىكند كه در خارج موجود است و واقعيت دارد به اين ترتيب : درخت واقعيت دارد ، سنگ واقعيت دارد ، انسان واقعيت دارد . پس هر كس كه به ذهن خويش مراجعه كند مىيابد كه اولًا تصورات و مفاهيم زيادى از اشياء پيش خود دارد مثل تصور سفيدى و تصور گرمى و تصور درخت و تصور سنگ ( اما اينكه علت و منشأ پيدايش اين مفاهيم و تصورات چيست ، خارج از بحث فعلى ماست و در مقالهء 5 بيان شده است ) و ثانياً مفهوم « وجود » يا « واقعيت » با همهء آنها در ذهن انتساب و ارتباط پيدا مىكند يعنى ذهن حكم مىكند كه سفيدى واقعيت دارد ، درخت واقعيت دارد ، سنگ واقعيت دارد ، . . . در اينجا چند پرسش مىآيد : اول : آيا مفهوم وجود يا واقعيت كه ما در فارسى از آن با كلمهء « هستى » تعبير مىكنيم عين همان مفاهيم متعدده‌اى است كه ما از اشياء داريم ، مثلًا مفهوم هستى در ذهن ما عين مفهوم انسان و مفهوم سفيدى و مفهوم درخت و غيره است ؟ و به عبارت ديگر تصور ذهنى ما از وجود و هستى عين تصور ذهنى ما از انسان و سفيدى و درخت و ساير اشيائى است كه در ذهن وجود را به آنها نسبت مىدهيم يا غير آنهاست ؟ اين سؤال ، مسألهء اول از دو مسألهء بالا را كه به نام « زيادت وجود بر ماهيت » يا