تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
ولى امروز علم اين نظريهء كهنهء متافيزيكى را از ميان برده و بطلانش را روشن نموده و اثبات مىكند كه واقعيت خارج بجز مادهء يكنواخت چيز ديگرى نيست و انواع مختلفهء عناصر و مركبات زنده تركيبات گوناگونى هستند كه مادهء يكنواخت به خود گرفته و آثار گوناگون مىدهند و همگى اين خواص به « انرژى » قابل تحليل مىباشند و اخيراً به ثبوت رسيده كه ماده و انرژى به همديگر قابل تبدل بوده و در حقيقت همان حركت هستند و از اين روى « انواع مختلفهء 1 بالذات » مفهومى
شرح
كه در اين مقاله تحقيق شد . همان طورى كه از ضمن مطالب گذشته معلوم شد مفاهيم يك كثرت ديگرى نيز از راه كليت و جزئيت دارند زيرا هر چند « كلّى » و « مصداق » در خارج عين يكديگرند و هر مفهوم كلى ( مثل انسان ) در خارج عين هر يك از افراد خودش است و به حسب تعدد آنها در خارج متعدد است ولى به حسب ذهن تصور « كلى » مغاير است با تصور هر يك از افراد و از لحاظ خواص و عوارض ذهنى نيز تصور مفهوم كلى مغاير است با تصور هر يك از افراد بالخصوص . در قرون وسطى عده‌اى از دانشمندان اروپا منكر تصورات كلى بوده‌اند و معتقد بوده‌اند كه ذهن هيچ نوع تصورى از « كلّى » ندارد و تمام الفاظى كه گمان مىرود براى معانى كليه وضع شده‌اند از قبيل لفظ حيوان و انسان و درخت و غيره ، واجد هيچ معنايى نيستند . اين جماعت را از همين لحاظ كه اين الفاظ را لفظ خالى و اسم بدون مسمّى مىدانستند « اسميّون » مىخواندند . از روان‌شناسان جديد نيز عده‌اى منكر تصورات كلى شده‌اند و آنها همان كسانى هستند كه تمام اعمال ذهنى را از حكم و تعقل و قياس و استدلال جز همان احساسهاى ابتدائى كه فىالجمله تغيير شكل يافته‌اند نمىدانند . هيوم و استوارت ميل اين عقيده را دارند . اگر در محل مناسبى فرصتى به دست آمد ، دربارهء اين نظريه مفصلًا به گفتگو خواهيم پرداخت . ( 1 ) . تاكنون چند جهت از جهاتى كه منشأ تكثر ادراكات مىشوند بيان شد ولى هيچيك از آنها مربوط به كثرتى كه از ناحيهء تكثر و اختلافات خود معلومات و اعيان خارجيه ناشى مىشود نبود . توضيح اينكه همان طورى كه ما از لحاظ كلّيت و جزئيّت و از لحاظ بساطت و تركّب و از لحاظ حقيقت و اعتبار ، در ميان ادراكات خود اختلاف و تكثر مشاهده مىكنيم يك نوع تكثر و اختلاف ديگرى نيز كه وابسته به اختلاف و تكثر