تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
و نسبتى دارد كه آن نسبت را ميان سفيدى و سياهى نمىيابيم و در نتيجه آنچه به دست ما آمد يك حملى است ( اين سياهى اين سياهى است ) و يك عدم الحمل ؛ يعنى ذهن نسبتى كه ميان سياهى و سياهى بود ميان سياهى و سفيدى نمىيابد و به عبارت ديگر ميان سياهى و سياهى حكم ايجاد كرده و نسبتى درست مىكند ولى ميان سفيدى و سياهى كارى انجام نمىدهد و چون خود را در اولين مرتبه يا پس از تكرر حكم اثباتى ، نسبت ساز و حكم درست كن مىبيند كار انجام ندادن ( عدم الفعل ) خود را « كار » پنداشته و نبودن نسبت اثباتى ميان سفيدى و سياهى را يك نسبت ديگر مغاير با نسبت اثباتى مىانديشد و در اين حال يك نسبت پندارى به نام « نيست » 1 در برابر نسبت خارجى « است » پيدا مىشود و مقارن اين حال دو قضيه درست شده : « اين سياهى اين سياهى است »
شرح
يافتن به « حمل چيزى بر چيزى » و بر قرار كردن نسبت بين دو چيز براى ذهن پيدا مىشود . بعضى ديگر پنداشته‌اند كه اولين حكمى كه ذهن صادر مىكند حكم به وجود دنياى خارج است ، و البته اين نظريه از چند جهت مخدوش است و لااقل از اين جهت كه حكم به وجود دنياى خارج فرع اين است كه ذهن تصورى از « وجود » ( هستى ) داشته باشد و تصور وجود نه فطرى است و نه از راه هيچيك از « حواس » معقول است كه وارد ذهن شود و اين تصور فقط پس از توفيق يافتن به « حمل » و حكم بين دو چيز براى ذهن دست مىدهد ، پس لازم است قبل از آنكه ذهن حكم مىكند به وجود عالم خارج لااقل يك حكم ديگر كرده باشد . ( 1 ) . يكى از امورى كه در منطق و در علم‌النفس مورد توجه است توضيح ماهيت قضيه و تشريح اجزائى است كه هر قضيهء موجبه يا سالبه مشتمل بر آنهاست . در اين مورد فرضيه‌ها و نظريه‌هاى زيادى هست . هر چند اين نظريه‌ها ارزش منطقى و فلسفى زيادى ندارد ولى چون بعضى از اين نظريه‌ها مبتنى بر ملاحظات دقيق نفسانى است و با باريك بينى زيادى اعمال ذهنى و چگونگى و ترتيب آن اعمال در تشكيل قضايا مطالعه شده است ، ما مجموع آن نظريه‌ها را براى كسانى كه به اصطلاحات منطقى آشنا هستند و مايل‌اند ، بيان مىكنيم و از ايراداتى كه به هر يك مىتوان وارد كرد خوددارى مىكنيم و مقدمتاً از يك اشتباه كوچك جلوگيرى مىكنيم و آن اينكه آنچه بالذات مورد توجه منطق يا روان‌شناسى است « قضيهء ذهنيه » است و