تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
ابصار به وى رسيده بوديم و پس از وى سفيدى را ادراك كنيم و البته هنگامى كه سياهى را ادراك كرديم معناى وى را با تجريد از حس ، ادراك نموده يعنى پيش خود بايگانى و ضبط كرده و پس از آن به ادراك سفيدى پرداختيم ، و هنگامى كه با حركت دومى به سفيدى رسيديم هنگامى است كه سياهى را داريم ، همين كه به سفيدى رسيديم سياهى را در آنجا نخواهيم يافت . و معلوم دومى را چون به جايى كه اولى را برده بوديم ببريم 1 مشاهده مىكنيم كه دومى روى اولى نمىخوابد چنان كه اولى روى خودش مىخوابيد و مىخوابد ؛ يعنى مىبينيم سياهى با سياهى به نحوى است
شرح
( 1 ) . يكى از اعمال مخصوص ذهنى عمل مقايسه ( سنجش ) است . از لحاظ ترتيب ، قدر مسلّم اين است كه اين عمل پس از عمل تخيل ( تبديل كردن علم حضورى به علم حصولى ) و پس از سپردن حداقل دو صورت به قوهء حافظه انجام مىگيرد . هر چند در عمل مقايسه ، وجود دو صورت شرط نيست زيرا ممكن است يك چيز ، خودش را با خودش سنجيد و مقايسه كرد ، ولى قدرت ذهن بر اين عمل وقتى پيدا مىشود كه حداقل دو صورت پيش خود حاضر داشته باشد . ذهن در اثر قوهء سنجش ، قدرت دارد كه هر دو چيز را با يكديگر ( مثال سفيدى و سياهى متن ) و يا يك چيز ، خودش را با خودش ( مثال سياهى و سياهى متن ) بسنجد و تطبيق كند و چون در اين مرحله مقايسه بين دو مفهوم است و نظر به خارج نيست ( به اصطلاح حمل اولى است نه حمل شايع ) و دو مفهوم بسيط را با يكديگر مقايسه مىكنيم ذهن بلاواسطه حكم ايجابى يا سلبى مىنمايد يعنى در تصديق خود احتياج به « حدّ اوسط » ندارد ، و از اينجا معلوم مىشود كه اولين تصديقهايى كه ذهن به آنها نائل مىشود مربوط به عالم مفاهيم است نه به عالم خارج ( حمل اولى است نه حمل شايع ) . بعضى از روان‌شناسان جديد معتقدند كه اولين احكامى كه ذهن طفل صادر مىكند مربوط به خواص اشياء خارجى است ( و قهراً از قبيل حمل شايع است نه حمل اولى ) و البته آن هم آن خواصى كه با احساسات و تمايلات طفل بستگى دارد ( از قبيل « اين قند شيرين است » ) و در حقيقت طفل در احكام اوليهء خود ارزش اشياء را براى خود و به عبارت ديگر منافع خود را از اشياء بيان مىكند . تحقيق در اين مطلب كه آيا اولين احكام ذهن چيست ، با غرض اين مقاله بستگى ندارد ، آنچه با غرض اين مقاله بستگى دارد اين است كه مفاهيم وجود و عدم و وحدت و كثرت ، بلكه ضرورت و امكان و امتناع ، پس از توفيق