تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اگر چه ميان او و ساير علمهاى حضورى بى فرق نيست ، ولى بايد دانست كه اين علم حضورى ( چهار قسم مذكور ) خود به خود نمىتواند علم حصولى بار آورد ، پس به جاى ديگرى بايد دست دراز نمود . همان قوه 1 كه بر روى پديدهء حسى آمده و اجزاى صورت حسى و نسب ميان
شرح
هنگام ديدن در شبكيه پيدا مىشود و اعصاب چشم با خواص مخصوص خود تحت شرايط معين تأثيرى در آن اثر مىكنند و آن را به شكل و صورت مخصوصى در مىآورند . اين قسمت از يك لحاظ مهمترين اقسام علمهاى حضورى است زيرا بيشتر صورتهاى ذهنى كه تهيه و بايگانى مىشود از همين راه است و از همين راه نفس نسبت به عالم خارج اطلاعاتى كسب مىكند . از اينجا معلوم مىشود كه آنچه محسوس ابتدائى و در درجهء اول است همان آثار مادى است كه بر اعصاب ما از راه چشم و گوش و بينى و غيره وارد مىشود و فعل و انفعالاتى مىكند و مانند جزء بدن ما مىشود و ما هيچگاه عالم خارج از وجود خود را بلاواسطه احساس نمىكنيم بلكه آنچه ما از راه حس نسبت به دنياى خارج حكم مىكنيم با مداخلهء يك نوع تجربه و تعقل است و چون ما همواره با اين تجربه و تعقل سر و كار داريم و مانند يك دستگاه خود كار هميشه كار مىكند از وجودش غفلت داريم ، و بعداً توضيح خواهيم داد كه حتى اعتقاد به موجود بودن عالم خارج نيز نه مستقيماً از راه احساس به دست آمده و نه بديهى عقلى است بلكه در تكوين اين اعتقاد نيز تجربه و تعقل مداخله كرده است . ما آنجا كه حدود حس و عقل ، و علم و فلسفه را تعيين مىكنيم در اين باره توضيح بيشترى خواهيم داد . ( 1 ) . عالم ذهن يا عالم صور اشياء نزد ما ، مخلوق يك دستگاه مجهزى است كه اعمال گوناگونى انجام مىدهد تا عالم ذهن را مىسازد و ما مىتوانيم مجموع آن دستگاه را به نام « دستگاه ادراكى » بناميم . اعمال گوناگونى كه اين دستگاه انجام مىدهد عبارت است از تهيهء صور جزئى و نگاهدارى و ياد آورى و تجريد و تعميم و مقايسه و تجزيه و تركيب و حكم و استدلال و غيره . همچنانكه سابقاً گفتيم انسان در ابتدا يعنى پيش از آنكه اين دستگاه مخصوص به كار بيفتد فاقد ذهن است . به تدريج در اثر فعاليت اين دستگاه مجهز به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284 | مرتضى مطهرى