تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مشاهده مىكند كه از آن دمى كه مىتواند از روزهاى گذشتهء خود به ياد آورده و اين حال شهودى خود را متذكر شود ( بايد به اين نكته متوجه بود كه اين تذكر غالباً با
شرح
در صفحه 104 مىگويد : « در موجود زندهء سالم مفهوم « خود » منظّماً و به طور متوالى در مدت زمانهاى متوالى وجود دارد و فقط به وسيلهء خواب قطع مىشود . اختلال در « خود » ممكن است . به واسطهء مواد بيهوش‌كننده و مسكرات به ظهور برسد . » در صفحهء 106 مىگويد : « من در عين اينكه خودم هستم خودم نيستم . من همان خود و ثابت هستم ولى متغير مىباشم . بهترين مثال براى فهميدن قضيه تشبيه به رودخانه است : رود خانه جارى است ، هر لحظهء آن با لحظهء گذشته اختلاف دارد ، در عين حال رودخانه همان است . » خلاصهء اين نظريه همان بود كه قبلًا گفته شد : مفهوم « من » عبارت است از يك سلسله ادراكات و احساسات و افكار متوالى كه رشتهء واحدى را تشكيل مىدهند .

نظريّهء روحانى

خلاصهء اين نظريه اينكه « من » يا « خود » كه هر كس حضوراً آن را مىيابد و به وجودش اطمينان دارد عبارت است از يك موجود وحدانى متشخص ( نه يك سلسله امور متوالى ) و ثابت و باقى در ضمن جميع حالات و عوارض ، و قابل تعدد و تكثر و تفاسد نيست . دليل بر اينكه « من » يك حقيقت وحدانى است نه يك سلسله ادراكات متوالى ، اولًا اين است كه حقيقت « من » همهء آن ادراكات متوالى را به خود نسبت مىدهد و منسوب را غير از منسوب اليه مىداند ( من مىانديشم ، من مىبينم ) و همان طورى كه حضوراً به وجود خود آگاه است اين خصوصيت را نيز حضوراً آگاه است و ترديدى ندارد .