تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

اشكال

ممكن است گفته شود كه ذهن ما و فكر ما از آنجا كه خودش نيز خاصيت مغزى و با مدرك خود هم لنگه بوده و هر دو با هم سوار مادهء مغز مىباشند ، از جهت سرعت حركت و تحول با مدرك خودش مساوى است و پيوسته مدرك خود را ثابت مىانگارد چنان كه اگر دو جسم را با حركت متشابه فرض كنيم كه از حيث جهت و سرعت حركت با هم مساوى بوده باشند ، نسبت به همديگر تغيير پيدا نكرده و در يك حال ثابت خواهند ماند .

پاسخ

سخن ما در موضوع همين پندار و انگاشته همان است كه در پاسخهاى گذشته گفتيم و گذشته از آن در مورد دو حركت متشابه ، براى اين سكون نسبى اگر واقعيتى
شرح
است كه در اثر وقوع اختلال در دستگاه مغز به كلى از بين مىرود . پاسخ اين استدلال اين است كه هر چند حافظه غير مادى است يعنى صور ادراكى در ماوراء ماده نگاهدارى مىشود ولى تذكر ( ياد آورى ) كه عبارت است از حاضر ساختن صور ادراكى در صفحهء آشكار ذهن ، يك نوع « فعل » ( كار ) است و در فلسفه ثابت شده است كه روح در فعل و كار خود احتياج به ماده دارد و ماده را به عنوان « آلت فعل » استخدام مىكند . عليهذا فراموشيها چه آنهايى كه به واسطهء طول مدت در حال عادى پيدا مىشود و چه آنهايى كه به واسطهء اختلالات مغزى حاصل مىشود ، نه از اين جهت است كه خاطرات ذهنى به كلى معدوم شده است بلكه تنها از اين جهت است كه قدرت يادآورى روح براى احضار آنها در سطح ذهن به واسطهء فقدان « آلت فعل » از بين رفته است . برگسون (Bergson) دانشمند بزرگ قرن بيستم به نقل مرحوم فروغى مىگويد : « فرق است بين حافظه و ذاكره . حافظه - يعنى آنچه تصوير اشياء و معانى را در ياد نگاه مىدارد - امر مادى و خاصيت دماغ نيست بلكه به عكس است يعنى ماده حاجب حافظه و مايهء فراموشى است و فقط ذاكره است كه عمل دماغ است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135 | مرتضى مطهرى