تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اين تازه همان كهنه است » . در ظرف اين پندار ، تازه و كهنه يكى هستند و اين وحدت با ماديت ادراك نمىسازد و البته چنان كه گفته شد اين ادراك نسبت به خارج مىتواند خطا و پوچ بوده باشد نه پيش خود و در ظرف خود .
شرح
اين بود خلاصهء نظريهء مادى بودن حافظه . بر اين نظريه چند ايراد مهم وارد است : الف . اينكه مطابق اين نظريه بايد هر مفهوم ذهنى را به يك يا چند سلول معين اختصاص بدهيم و اين قابل قبول نيست زيرا : اولًا بديهى است كه هنگام ادراك يا به ياد آوردن يك مفهوم ، تنها يك يا چند سلول به كار نمىافتد ؛ مثلًا هنگام ديدن چيزى تمام سلولهاى باصره به كار مىافتد و هنگام ديدن چيز ديگر باز همان سلولها به فعاليت مىپردازد ، و همچنين هنگام به ياد افتادن يا شنيدن و غيره ؛ و نظر به ورود امثال اين ايراد است كه خود ماديين در صحت اين نظريه اظهار ترديد كرده‌اند . دكتر ارانى در پسيكولوژى صفحهء 100 مىگويد : « روح هر وقت مىتواند توليد تجسمات كند ، مثلًا مىتواند يك مرد يا يك سگ را با تمام يا اغلب صفات مجسم نمايد . ترتيب توليد اين شكل مجسم در روح هنوز به وسائل علمى معين نشده و عقايد مختلفه در اين باب موجود است . مثلًا اگر فرض كنيم پس از ديدن يك سگ يك دسته از سلولهاى دماغ براى توليد تجسم سگ بدون وجود حيوان مستعد مىشوند در اين صورت بايستى براى هر شئ يك دستهء مخصوص سلول معين شود و اين مشكوك است چون عدهء سلولها براى اشياء لا تعدّ و لا تحصى كافى نخواهد بود . » ثانياً اگر فرض كنيم هنگام ديدن يا شنيدن چيزى يك سلول يا چند سلول معين متأثر مىشود و با ديدن يا شنيدن چيز ديگر يك يا چند سلول ديگر ، چه علتى دارد كه اگر ديدن يا شنيدن همان شئ اول تكرار شد يك عده سلول ديگر متأثر نمىشود و فقط همان سلولهاى اولى تهييج مىشوند و يادآورى محقق مىگردد ؟ ب . همان طورى كه در بالا اشاره شد يكى از خواص « حافظه » بازشناسى است يعنى تشخيص اين خصوصيت كه اين « يادآورى شده » عين همان اولى است و ادراك فعلى جديد نيست و موهوم و بىمعنا هم نيست ، و اين با نظريهء مادى بودن حافظه سازگار نيست زيرا اگر فرضاً ما مغز را نسبت به ادراكات مانند يك دستگاه ضبط صوت