تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

پاسخ

چنان كه در پاسخ اشكالات گذشته گفته شد ما نمىخواهيم انجام گرفتن يك عمل فيزيكى را در مغز انكار نماييم يا تحول و تغيير را از ماده و ماديات نفى كنيم ، بلكه سخن ما فقط مربوط به مفهوم يك جمله است و آن اين است : « ما مىپنداريم
شرح
مىماند . . . وجود اين راهها سبب محفوظ بودن يك قضيه در حافظه و تهييج آنها باعث دوباره به ياد آمدن آن قضيه مىگردد . » و در صفحهء 116 با نگرانى و ترديد مىگويد : « معلوم نيست ارتباط حافظه مدت زيادى به چه حالت در روح باقى مىماند و به چه ترتيب مىتوان قضيهء مخصوصى را دوباره در روح توليد نمود ؟ مىتوان قبول نمود كه موقع به ياد آوردن قضايا شخص به طور ارادى حالت فشار خون يا درجه حرارت يا عوامل ديگر فيزيكى را در مغز تغيير مىدهد . » مطابق نظريهء مادى بودن حافظه ، دستگاه مغز عيناً مانند دستگاه ضبط صوت است كه صدا را بر روى يك صفحه يا يك نوار ضبط مىكند . همان طورى كه مثلًا دستگاه نوار مغناطيسى اين خاصيت را دارد كه كلماتى كه در برابر ميكروفون ادا مىشود در خود ضبط مىكند يعنى اثرى از آنها در نقطه‌هاى مخصوص پيدا مىشود كه هر وقت آن نقطه با عوامل خاص فنى تهييج بشود درست صدايى مانند همان صداى اصلى كه در برابر ميكروفون پيدا شده توليد مىكند و اينطور نيست كه هميشه صوت با حالت صوتى در نوار موجود باشد ، فقط وقتى به حالت صوتى موجود مىشود كه نقطهء مخصوص تهييج شود ؛ مغز هم عيناً همين‌طور است ، اگر تأثيرات خارجى بر سلسلهء عصبى وارد شد سلسلهء عصبى عكس العملى توليد مىكند ، اين عكس العمل همان خاصيت ادراك كردن است ، و پس از آن اثرى از آن در يك نقطهء معين مغز باقى مىماند و كيفيت اين اثر معلوم نيست ، اينقدر معلوم است در حال عدم توجه كه مغز دربارهء شئ ادراك شده فعاليتى نمىكند ادراك با حالت ادراكى نمىتواند موجود باشد لكن هر وقت آن نقطهء معيّن تهييج شد ادراك اولى دوباره توليد مىگردد .