زيرا قياس و امكان نامبرده لازمهء معنى ماده است ، و اگر موجودى امكان داشتن و نداشتن كمال را نداشته باشد مادى نخواهد بود .
اگر اين جهان اين خاصه را نداشت كه هر يك از اجزاء آن قابل تبديل به ديگرى است و با اجتماع شرايط ، منافع وجودى خود را مىيابد و بىآن تهى دست و بدبخت مىماند ، اساساً جهان ماده نبود .
پس روشن شد كه : هر شر و فساد از آن جهت كه شر و فساد است نسبتى به واجب الوجود ندارد و از آن جهت كه نسبت به واجب الوجود دارد شر و فساد نيست .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 1076
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٠٧٦