از نظر اسلامى بايد در درجهء اول كلماتى كه در قرآن و سنّت دربارهء معاد به كار رفته است از قبيل « حشر » ، « نشر » ، « مآب » و غيره مورد بررسى قرار گيرد .
ظاهراً خود كلمهء « معاد » در تعبيرات اسلامى استعمال نشده است و اين كلمه از مصطلحات متكلمين است .
سپس بايد بياناتى كه در شكل و كيفيت معاد رسيده است مورد بررسى قرار گيرد و پس از آن از نظر علمى و عقلى ( عقل نظرى نه عقل عملى ) به جستجو پرداخته شود كه آيا معاد مقتضاى قانون خلقت است و يا استثنائى است در خلقت ؟
مبناى اين اشارهء اجمالى كه در اين مقاله آمده است اين است كه معاد لازمهء قانون عمومى [ حركت ] و مخصوصاً حركت جوهرى جهان طبيعت است . موجودات جهان از همان اصلى كه پديد آمدهاند به همان باز مىگردند .
جزءها را رويها سوى كل است * بلبلان را عشق ، با روى گل است
آنچه از دريا ، به دريا مىرود * از همانجا كامد آنجا مىرود
از سر كه سيلهاى تيز رو * وز تن ما جان عشق آميز رو
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
« ( * ) » .
وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
« ( * ) »
شرح
( * ) اعراف / 29 .
( * * ) نجم / 42 .