نتيجهء اين بيان
1 . جهان آفرينش مركّب از سه مرتبه است كه به ترتيب از بالا به پايين روى هم چيده شده :
جهان عقل
جهان مثال
جهان ماده
( 2 ) . پديدههاى هر يك از اين سه جهان معلول عللى هستند كه از سنخ خودشان مىباشند . حادث مادى معلول علل ماديه ، و موجود مثالى معلول موجود مثالى ، و موجود عقلى معلول موجودى از سنخ خود .
( 3 ) . مجموع هر عالمى معلول ما فوق خودش مىباشد .
( 4 ) . مجموع جهان آفرينش معلول خداى آفريدگار بوده و نسبت هر علت جزء به وى نسبت دست را دارد به نويسندهء نامه و نسبت زبان را دارد به گويندهء سخن .
شرح
ملكوت » ناميده مىشود . اين عالم ، متوسط است ميان عالم عقول مجرده و عالم طبيعت .
اين عالم از قوه و حركت و زمان و مكان مجرد است اما از ابعاد مجرد نيست . اين عالم ، جسمانى هست ولى مادى نيست .
استدلالى كه در اين مقاله بر وجود عالم عقل و عالم مثال آورده شده است از ناحيهء وجود انسان است ؛ يعنى به دليل اينكه مرتبهاى از انسان طبيعت است و مرتبهاى از او مثال است و مرتبهاى از او عقل ، و از طرف ديگر طبيعت قادر نيست كه موجد مرتبهاى عالىتر از خود يعنى مثال و عقل بوده باشد پس هر مرتبهاى از وجود انسان وابسته به عالمى از سنخ خود اوست . اين است مفاد استدلال متن .
همانطور كه گفتيم بهتر است در شناسايى اين عوالم به آنچه از ناحيهء وحى و نبوّت رسيده است استناد گردد و يا همچون مردان راه از ضمير و باطن و مكاشفهء شهودى استمداد شود .