تنها متوجه يك حركت ( نسبتا ) عمومى مىباشيم و آن حركت شبانه روزى است و الفاظ زمانى ما از قبيل « گذشته » ، « آينده » ، « اكنون » ، « هميشه » ، « گاهى » و نظاير آنها ممثّل حالاتى هستند كه ما با وضع حاضر از زمان عمومى خودمان ، ديده يا انديشيدهايم .
شرح
( 1 ) . حدوث و قدم عالم .
( 2 ) . عوالم كلّى وجود .
( 3 ) . قضا و قدر و نحوهء استناد شرور و بديها به قضاى الهى .
البته برخى مسائل ديگر هم هست كه شايسته است در بحث فعل بارى مورد توجه قرار گيرد از قبيل مباحث مربوط به وحى و كلام و كتاب .
ولى حكماى الهى به مناسبت خاصى كه بيشتر ريشهء كلامى دارد آن مباحث را در ضمن مباحث « صفات » متعرض شدهاند .
اما مسألهء حدوث و قدم عالم : يكى از مسائلى كه از قديم الايام مورد اختلاف فلاسفه و متكلمين بوده است حدوث و يا قدم زمانى عالم است . معمولًا از طرف متكلمين بر حدوث زمانى و از طرف فلاسفه بر قدم زمانى استدلال مىشود .
متكلمين مدعى هستند كه « قديم » منحصر است به ذات واجب ، غير ذات واجب هر چه هست حادث زمانى است ؛ بلكه مدعى هستند كه « قدم » مساوى وجوب است و حدوث مساوى امكان ، يعنى يك موجود بدان جهت نيازمند به علت و فاعل است كه حادث است و اگر حادث نباشد بىنياز از علت است ، يعنى واجب الوجود است .
متكلمين علاوه بر اين ، ادعاى اجماع و اتفاق مىكنند از همهء اديان و مذاهب بر حدوث زمانى عالم ، و مدعى هستند كه عقيده به قدم زمانى عالم بر خلاف متّفق عليه همهء اديان است .
از طرف ديگر طرفداران فلاسفه مدعى هستند كه حدوث زمانى عالم - به معنى اينكه رشتهء زمان كه از گذشته به آينده كشيده شده است از نظر گذشته محدود و متناهى باشد و نقطهء شروع داشته باشد و ما قبل آن نقطه ، عدم محض باشد - نا معقول است زيرا مستلزم انفكاك معلول از علت تامّه است . لازمهء قدم ذات بارى قدم عالم است كه فعل بارى است . البته از نظر فلاسفه اصول و كليات عالم قديم است و افراد