تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

غرر اوّل : بيان آراء گوناگون در حقيقت جسم طبيعى

الجسم عند المتكلّم التئم * من ذات الاوضاع الّتى لا تنقسم
جسم به عقيدهء متكلّمين فراهم آمده است از ذرّاتى كه قابل اشارهء حسّيّه هستند ولى انقسام نمىپذيرند شرح : بحث دربارهء حقيقت و ماهيّت جسم طبيعى است . جسم طبيعى يعنى همين اجسام و اجرامى كه در طبيعت مىبينيم كه داراى ابعاد سه گانهء طول و عرض و عمق مىباشند و به صورت يكى از عناصر و يا به صورت مركّب از چند عنصر وجود دارند و احيانا همهء آنها را با نام « جواهر جسمانى » ياد مىكنيم . قيد « طبيعى » به دنبال « جسم » براى اين است كه با « جسم تعليمى » كه مصطلح رياضىدانان است اشتباه نشود « 1 » . رياضىدانان كمّيّت متّصل يك بعدى را به نام « خط » و كمّيّت متّصل دو بعدى را به نام « سطح » و كمّيّت متّصل سه بعدى را به نام « جسم تعليمى » مىخوانند . آنچه آنها آن را
هامش
( 1 ) . و بعلاوه بحث در جسمى است كه داراى طبيعت خاصّ است نه در جسم مطلق . به عقيدهء حكما جسم مطلق كه به صورت هيچيك از عناصر يا مركّبات نباشد وجود ندارد ، ولى به عقيدهء ذيمقراطيس - چنان كه بعداً خواهد آمد - ذرّات صغار صلبه ، جسم هستند ولى جسم طبيعى نيستند .