خدا شناسى
اوّلين مسألهاى كه در « الهيّات بالمعنى الاخص » با آن مواجه مىشويم مسألهء اثبات خدا از طريق فلسفه است . مقدّمتا بايد بدانيم كه در اينجا فقط از طريق فلسفه به اثبات وجود خدا مىپردازيم نه از راههاى ديگر .
البتّه بشر ، تنها از طريق فلسفه در جستجوى خدا نبوده است و تنها از اين راه به وجود خداوند پى نبرده است ، بلكه راههاى ديگرى نيز براى وصول به اين مقصود داشته است :
1 . راه دل و ضمير يا راه فطرت و حسّ خداجويى
بشر همه چيز را به وسيلهء عقل درك نكرده است و همه چيز را هم به حكم عقل تعقيب و جستجو ننموده ، آنچه عقل و علم و كاوشهاى آگاهانه در دسترس بشر قرار داده است قسمتى از يافتههاى بشرى است و فعاليتهاى تدبيرى تحت راهنمايى فكر و انديشه قسمت كمى از فعاليتهاى انسانى به شمار مىرود .
بسيارى از يافتههاى بشر و بسيارى از فعاليتهاى او به حكم غريزه و نداى ضمير و وجدان است ، همچنانكه تقريبا همهء يافتهها و فعاليتهاى حيوان ، بالخصوص