به حسب مصداق و وجود خارجى بىنياز باشد ، عقلا متصوّر نيست .
از اين روى مجموع امورى كه در علوم نظرى از آنها بحث مىشود يا مادّى محضاند ، يعنى مصداقا و مفهوما مشروط به ماده هستند ، اينها را « طبيعيّات » مىناميم ؛ [ يا ذهنا غير مشروط به ماده هستند اما خارجا مشروط به ماده مىباشند ، اينها را « رياضيّات » مىناميم ] ؛ و يا اين كه ذهنا و خارجا ( يعنى مفهوما و مصداقا ) بىنياز و غير مشروط به ماده هستند ، آنها را « الهيّات » مىناميم .
از نظر اين فلاسفه ، « الهى » ناميده شدن فلسفهء اولى معنى و اصطلاح خاصّى است غير از معنى و اصطلاحى كه مباحث خاصّ مربوط به خدا و صفات خدا بر طبق آن ، « الهيّات » ناميده مىشوند . لفظ « الهيّات » در اين دو مورد به اشتراك لفظى اطلاق مىشود و لهذا مىگويند الهيّات به معنى اعم و الهيّات به معنى اخص . بديهى است كه اطلاق يك لفظ به دو معنى كه يكى از ديگرى اعم باشد جز به اشتراك لفظى نخواهد بود . اطلاق لفظ « الهيّات » به مباحث الهيّات بالمعنى الاخص وجه روشنى دارد :
مباحث اين فن همه مربوط به خدا و صفات خدا و عقول و بالاخره امور مجرّد از ماده يعنى امور مبرّا و منزّه و به اصطلاح « به شرط لا » از ماده است .
اما اطلاق « الهيّات » به مباحث فلسفهء اولى به اعتبار ديگر است و آن اين است كه اين امور ، غير مشروط يعنى « لا به شرط » از ماده است . احيانا اگر گفته شود كه فلسفهء اولى دربارهء امور « مجرّده » بحث مىكند باز همين معنى مورد نظر است يعنى امور غير مشروط به ماده نه امور مشروط به غير مادى بودن . وجود اين دو اصطلاح در كلمهء « الهى » و هم در كلمهء « مجرّد » نبايد ما را به اشتباه بياندازد .
پس بنا بر آنچه گفته شد الهيّات بالمعنى الاعم را از آن جهت « الهيّات » و يا « مجرّدات » و احيانا « ماوراء الطبيعه » مىناميم كه حقايقى هستند مجرّد از ماده - به معنى غير مشروط به ماده - و به عبارت ديگر حقايقى هستند « لا به شرط از مادّه » ، هم در حد و مفهوم و هم در وجود و مصداق ، از قبيل مفاهيم وجود و عدم ، و وحدت و كثرت ، و وجوب و امكان و امتناع ، و حدوث و قدم ، و علّت و معلول ، و متناهى و نامتناهى و غيره . . . ولى در ميان امورى كه در علم الهى دربارهء آنها بحث مىشود پارهاى حقايق هستند كه اين حقايق « به شرط لا » از ماده مىباشند .
بنابراين از نظر حكماى اسلامى تمام فلسفهء اولى بحث دربارهء حقايق مجرّده و ماوراء الطبيعى است ولى نه به معناى اين كه همهء آنها بحث دربارهء حقايق مبرّا و منزّه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 472
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٢