تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
همچنين « الهيّات بالمعنى الاعم » نيز ناميده مىشود . الهيّات بالمعنى الاعم داراى دو بخش است : بخش « امور عامّه » كه شامل مباحث وجود و عدم ، ضرورت و امكان و امتناع ، قدم و حدوث ، وحدت و كثرت ، قوّه و فعل ، ماهيّت ، علّت و معلول است و ملحق بر اين بخش است مباحث جواهر و اعراض و حقيقت جسم طبيعى و برخى مباحث ديگر ؛ و بخش الهيّات بالمعنى الاخص كه دربارهء خدا و صفات و افعال خدا بحث مىكند . در اينجا جاى يك پرسش هست و آن اينكه چرا اين علم را « الهيّات » مىنامند و چرا مجموع را « الهيّات بالمعنى الاعم » و بخش مخصوص به ذات و صفات و افعال بارى را « الهيّات بالمعنى الاخص » مىنامند ؟ اين كه مباحث مربوط به ذات ، صفات و افعال خدا را « الهيّات » ناميده‌اند وجه روشنى دارد ؛ امّا اين كه چرا مجموع فلسفهء اولى را « الهيّات » مىنامند سؤالى است كه بايد بدان پاسخ گفت . ممكن است گفته شود : اين كه همهء فلسفهء اولى را « حكمت الهى » يا « الهيّات » مىنامند - در مقابل حكمت طبيعى و حكمت رياضى - صرفا از باب تسميهء كل به اسم جزء است يعنى از آن نظر كه بخشى از مباحث اين علم دربارهء ذات و صفات و افعال الهى است . اين وجه مىتواند وجه صحيحى باشد ولى خود حكماى اسلامى كه اين اصطلاح را وضع كرده‌اند ملتزم به آن نيستند و وجه ديگرى براى آن ابراز مىدارند : برخى مىگويند : ناميدن فلسفهء اولى به « الهيات » صرفا از يك غلط تاريخى سرچشمه مىگيرد و آن اين است : در مجموعهء فلسفهء ارسطو كه بعدها به دست شاگردان او و شاگردان شاگردانش رسيد ، فلسفهء اولى به حسب ترتيب بعد از « طبيعيّات » قرار گرفته بود ؛ و از طرفى هم ، خود ارسطو هيچ نامى از قبيل « فلسفهء اولى » يا « علم اعلى » و يا « علم كلّى » و از اين قبيل نامها بر روى اين بخش از فلسفهء خود ننهاده بود . از اين رو اين قسمت به مناسبت اين كه بىنام بود و هنگام تدوين معارف فلسفى ارسطو از نظر ترتيب بعد از بخش طبيعيّات قرار گرفت ، با نام « متافيزيك » يعنى « ما بعد علم طبيعت » خوانده شد ؛ در دورهء اسلام اين كلمه به « ما بعد الطبيعه » ترجمه شد و تدريجا در عرف عام بجاى كلمهء « ما بعد الطبيعه » كلمهء « ماوراء الطبيعه » استعمال شد .