تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧

مقدّمه

در اصطلاح حكماى اسلامى مسائل مربوط به خداوند از قبيل اثبات وجود خدا ، وحدت وى ، صفات ثبوتيّه و سلبيّهء او ، عموم و شمول قدرت و مشيّتش ، جبر و تفويض ، خير و شر ، صدور كثير از واحد ، عوالم كلّى وجود و برخى مباحث و مسائل ديگر « الهيّات بالمعنى الاخص » ناميده مىشود . اين اصطلاح در مقابل اصطلاح « الهيّات بالمعنى الاعم » قرار مىگيرد كه شامل اين مباحث و يك عدّه مباحث ديگر است كه « امور عامّه » ناميده مىشوند و مجموعا « حكمت الهى » يا « حكمت عليا » يا « فلسفهء اولى » را تشكيل مىدهند . امور عامّه - چنان كه بعداً خواهيم گفت - عبارت است از معانى و مفاهيمى كه به هيچ نوع خاص و مقولهء خاص از موجودات اختصاص ندارد يعنى اتّصاف موجودات به آنها نيازمند به اين نيست كه آن موجود ، مقولهء خاص و يا جنس خاص يا نوع خاصى باشد ، از قبيل مباحث وجود و عدم ، وجوب و امكان و امتناع ، ماهيّت ، قوّه و فعل ، حدوث و قدم ، وحدت و كثرت ، علّت و معلول ، جوهر و عرض . از نظر حكماى اسلامى امور عامّه و الهيّات بالمعنى الاخص را نبايد دو علم و دو فنّ مستقل به شمار آورد . اين دو قسمت مجموعا فنّ واحد و علم واحدى را تشكيل مىدهند و موضوع واحدى دارند كه عبارت است از « موجود بما هو موجود » ؛ يعنى با آن