در اين هر دو مثال « مااليه الحركة » همان نقطهء دوم است ، امّا « مالاجله الحركة » در مثال اوّل عين همان « مااليه الحركة » است ولى در مثال دوّم چيز ديگرى است مغاير با آن . پس اجمالا معلوم شد كه گاهى « مااليه الحركة » عين « مالاجله الحركة » است و گاهى غير آن ، و چون قبلًا گفتيم كه غايت قوّهء عامله همان « مااليه الحركة » است پس در مثال اوّل غايت قوّهء شوقيّه و غايت قوّهء عامله يكى است ولى در مثال دوم غايت قوّهء شوقيّه و غايت قوّهء عامله متفاوت است .
از طرف ديگر آن ادراكى كه سبب فعلى مىگردد گاه ادراك خيالى است و گاه ادراك عقلى . ادراك خيالى يعنى يك تصوّر جزئى دربارهء يك شىء جزئى ، امّا ادراك عقلى يعنى يك فكر كلّى كه رسيدن به آن متوقّف است بر اعمال رويّه و تدبير در كار .
مثلًا گاهى انسان در خود رغبتى احساس مىكند كه به كنار پنجره رفته و خيابان را تماشا كند . اين يك ادراك جزئى است كه شوقى را در انسان برمىانگيزد و يك عمل جزئى كه همان ايستادن در كنار پنجره است از انسان سر مىزند . ولى يك وقت هست كه انسان براى آيندهء خود مىانديشد و فكر مىكند كه اگر بخواهد زندگى سعادتمندانهاى داشته باشد بايد فلان علم يا فلان صنعت يا فلان هنر را بياموزد و بعد مىانديشد كه آموختن اين امور در كجا ميسّر است و در كجا ميسّر نيست و به چه مقدّمات و وسائلى نياز دارد و آنگاه مقدّمات و وسائل لازم را تهيه كرده و به دنبال رشتهء مطلوب خود مىرود . در مثال اوّل ، مطلوب انسان همان چيزى بود كه آن را تصوّر كرده و سپس به سوى آن حركت كرد ، امّا در مثال دوم مطلوب انسان چيزى است كه پس از سالها به آن نائل مىشود امّا امرى است كه عقل انسان آن را براى سعادت انسان لازم و واجب مىشمارد و براى رسيدن به آن تدبير و رويّه به كار مىبرد .
اكنون هنگام آن است كه بدانيم آنچه را كه « عبث » مىگويند چيست و چگونه فرض شده است كه فعلى بدون هدف و غايت صورت گرفته است ؟ آيا واقعا قوّهاى از قوا بدون غايت و هدف فعّاليّت كرده است و يا آنچه كه « عبث » و « بيهوده » ناميده مىشود امرى نسبى است ، يعنى قوّهاى فعاليت كرده و قوّهء ديگر فعاليت نكرده است و ما اثر قوّهء فعاليت نكرده را از قوّهء فعاليت كرده انتظار داريم ؟
گفتيم كه غايت قوّهء عامله « مااليه الحركة » است و آن همواره حاصل است ، امّا غايت قوّهء شوقيّه گاهى عين غايت قوّهء عامله است و گاهى غير آن ، و در صورت دوم گاهى به غايت خود مىرسد و گاهى نمىرسد . اگر به غايت خود برسد يا اين است كه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 460
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٦٠