تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
نيست ، بلكه علّت ، سكون و ركود يك قوّه و يكّه‌تازى قوّهء ديگر است ، مانند كارهايى كه طفل به حكم طبع انجام مىدهد . مثلًا وقت مدرسه را به بازى مىپردازد و هنوز رشد عقلى پيدا نكرده است كه بفهمد و بداند بازى در اين وقت بر خلاف مصلحت است .

مقدّمهء هفتم

« 1 » در مقدّمهء اوّل گفتيم كه غايت به دو معنى است : يكى « مااليه الحركة » و يكى « مالاجله الحركة » . اكنون همين مطلب را به تعبير ديگر مىگوييم كه غايت بر دو قسم است : يا غايت فعل است ( به شرط آن كه فعل تدريجى و از نوع حركت باشد ) و يا غايت فاعل است . غايت فعل عبارت است از آن چيزى كه فعل به او منتهى مىشود ( مااليه الحركة ) ، و غايت فاعل عبارت است از آن چيزى كه فاعل ، فعل را به خاطر آن چيز انجام مىدهد ( مالاجله الحركة ) ، و به عبارت ديگر - چنان كه در پيش گفتيم - غايت فاعل آن است كه فاعل ( كه خود امرى بين القوّة و الفعل است ) به او منتقل مىشود . قبلًا گفتيم كه هر فعل اختيارى در انسان سه فاعل دارد ولى در طول يكديگر ، كه در حقيقت يكى فاعل قريب است ( قوّهء عامله ) و يكى فاعل فاعل است ( قوّهء شوقيّه ) و يكى فاعل فاعل فاعل ( قوّهء مدركه ) . اكنون بايد ببينيم آيا غايت اين فاعلهاى ذكر شده هميشه يك چيز است و يا اختلاف پيدا مىكند ، و اگر اختلاف پيدا كرد و متعدّد شد در چه وقت بين آنها هماهنگى هست و در چه وقت هماهنگى نيست ، و آنجا كه هماهنگى نيست به چه نحو و به چه كيفيّت است ؟ و به عبارت ديگر آيا در همهء موارد ، همهء مبادى فاعلى وجود دارد و قهراً لازم است غايت همهء آنها حاصل شده باشد ؟ و يا اينكه در برخى موارد بعضى مبادى وجود دارد و بعضى ديگر وجود ندارد و همواره غايت مبدئى كه مبدئيّت و دخالت دارد حاصل است و آن غايتى كه حاصل نيست مبدئى است كه مبدئيت و دخالت ندارد و « عبث » به معنى فعلى است كه بر غايت فاعلى كه دخالت ندارد منطبق نيست ؟ حكما عقيده دارند كه هميشه غايت قوّهء عامله با غايت فعل يكى است ، ولى
هامش
( 1 ) اين مقدّمه توضيحى است براى مقدّمهء اوّل و بعضى مقدّمات ديگر .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 458 | مرتضى مطهرى