تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
هدف و منظورى يك امر دفعىّ الوجود و آنىّ الوجود را - از قبيل تماس و ملاقات دو شىء - به وجود آوريم و مثلًا بين دو كره به منظور خاصّى ملاقات يا محاذات ايجاد كنيم . پس فرق است بين غايت به معنى اوّل و بين غايت به معنى دوم . ولى اين نكته نيز ناگفته نماند كه دو امر منفصل و جدا از هم كه بين آنها رابطهء خاصّ مقدّمه و ذى المقدّمه نباشد و يكى بالذّات منتقل شوندهء به ديگرى نباشد ، نمىتوان به صرف اينكه فرض شود كه منظور فاعل از ايجاد يكى از آنها ديگرى بوده است يكى را غايت ديگرى بدانيم ، بالاخره بايد حركتى باشد و تدرّج و انتهايى باشد ولو اينكه اين حركت در نفس فاعل باشد .

مقدّمهء دوم

در وجود انسان قواى مختلفى وجود دارد امّا اينكه عدد اين قوا چقدر است و با چه مقياسى مىتوان اينها را شماره كرد بحث مفصّلى در مباحث « نفس » در اين زمينه هست و شايد از همه مفصّل‌تر در ميان قدما بحثى است كه در اوايل سفر نفس اسفار ايراد شده است . علماى معرفة النفس جديد نيز در مقام شمردن قواى وجود انسان بر آمده‌اند . قدما در مقام دسته بندى قواى وجود انسان گفته‌اند قواى وجود انسان از نظر كلّى سه دسته است : قواى عامله ، قواى شوقيّه ، قواى مدركه . قواى عامله عبارت است از نيروهايى كه در عضلات بدن پخش شده است كه مبدأ حركاتى در بدن مىگردد . مثلًا بازو حركت مىكند ، انگشتان هر يك جدا جدا حركت مىكنند ، پاها حركت مىكنند ، فكّ پايين حركت مىكند ، سر روى گردن حركت مىكند ، پلكها حركت مىكنند ، قلب و كبد و كليه و روده و معده همه حركاتى دارند . همهء اين حركات در اثر قوايى است كه به وسيلهء اعصابى كه « اعصاب حركت » ناميده مىشوند در عضلات گذاشته شده است . اين قوا كه مبدأ حركاتى در اعضاى بدن مىباشند « قواى عامله » ناميده مىشوند . اين نكته نيز ناگفته نماند كه قواى طبيعى كه منشأ حركات عضوى مىگردند بعضى از آنها تحت فرمان اراده مىباشند و بعضى نمىباشند . مثلًا حركات دست و پا و انگشتان تحت فرمان اراده هستند ، امّا حركات قلب و معده و روده و امثال اينها تحت