تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
همان چيز حركت را ايجاد مىكند ، مانند افعال ذات بارى « 1 » ؛ و ممكن است ما اليه الحركة غير از مالاجله الحركة باشد ، چنان كه در افعال انسان عموما چنين است ، مانند اينكه كسى از تهران به اصفهان مسافرت مىكند براى اينكه زيد را در آنجا ملاقات كند . در اين مثال ، ما اليه الحركة وصول به اصفهان است و مالاجله الحركة ملاقات با زيد است . به نظر ما در افعال طبيعى يا صناعى انسان نمىتوان موردى پيدا كرد كه ما اليه الحركة و مالاجله الحركه متّحد باشند . اكنون به اصل مطلب باز گرديم . اشكال اين بود كه اگر بگوييم ذات بارى در كارهاى خود غايت و هدف دارد لازم مىآيد كه او را ناقص و مستكمل فرض كرده باشيم ، و اگر بگوييم او در كارهاى خود هدف ندارد منكر حكيم بودن او شده‌ايم . پاسخ اين اشكال از مطالب بالا روشن مىشود . توضيح اينكه اگر مقصود از غايت داشتن اين است كه فعل غايت داشته باشد و منظور از غايت هم « ما اليه الحركة » باشد ، افعال ذات بارى همه داراى غايت مىباشند ، و اگر مقصود اين است كه ذات بارى غايت داشته باشد و مقصود از غايت هم « ما اليه الحركة » باشد جواب منفى است ، يعنى چنين غايتى در كار نيست ، و اگر مقصود اين است كه فعل يا فاعل غايت داشته باشد و مقصود از غايت هم « مالاجله الحركة » باشد جواب مثبت است زيرا چنان كه گفتيم رابطهء ذات حركت با هدف خود طبيعى است و حركت طبيعتا جهتدار و هدفدار و وابسته به جهت و هدف خودش است و چون ذات بارى علم دارد به نظام هستى چنان كه هست و اراده مىكند نظام هستى را چنان كه طبعا و ذاتا بايد باشد پس ذات بارى هر چيزى را براى همان منظور ايجاد مىكند كه آن چيز ذاتا به سوى آن است ، و قهراً - چنان كه گفتيم - در اين مورد « مااليه الحركة » و « مالاجله الحركة » يكى است . پس لازم نمىآيد كه ذات بارى ناقص و مستكمل باشد ، زيرا اين اشكال وقتى لازم مىآيد كه ذات بارى خود « مااليه الحركة » داشته باشد ، و نيز لازم نمىآيد كه ذات بارى حكيم نباشد ، زيرا پس از آنكه معلوم شد كه فعل بارى ذاتا به سوى هدف و مقصد است و او فعل خود را براى همان هدف و مقصد ايجاد مىكند پس حكيم
هامش
( 1 ) . ما قبلًا گفتيم كه در نظام عالم چون هر حركتى ذاتا وابسته به غايتى است و قضاى الهى يعنى علم خداوند به نظام عالم چنان كه هست ، قهراً هر حركتى را به خاطر همان غايت ذاتى و طبيعى خود حركت ايجاد مىكند . پس ، از نظر ذات بارى هميشه ما اليه الحركة و مالاجله الحركة يكى است .