تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
است به معنى « مالاجله الحركة » نيز صادق است . اكنون در مورد اينكه « چگونه ممكن است فاعليّت مجرّدات و مخصوصا ذات بارى تعالى « براى » غايت و هدفى باشد ؟ » پاسخ اين است كه : اولًا ، بايد بدانيم كه غايت گاهى به فعل و معلول نسبت داده مىشود و گاهى به فاعل و علّت ؛ يعنى گاهى گفته مىشود : « اين معلول براى چه غايتى است ؟ » و گاهى گفته مىشود : « اين فاعل چه غايتى دارد ؟ » . ثانياً ، بحث حكما دربارهء غايت فعل به اين نحو است كه چه رابطهء ذاتى ميان معلولات و غايات مترتّبه بر آنها هست ؟ حكما هرگز نظر به رابطهء شبه قرار دادى كه در ميان مصنوعات بشرى و هدفهايى كه منظور از آنهاست [ وجود دارد ] ندارند . ثالثاً ، غايت داراى دو معنى است : يكى « مااليه الحركة » و ديگرى « مالاجله الحركة » . پس از اين مقدّمات مىگوييم : اگر فاعلى مانند انسان كه موجودى بالقوّه و مستكمل است ( به سوى كمال روان است ) فعلى را انجام دهد ( مثلًا با دست خود آبى براى نوشيدن بردارد ) ، در اينجا هم فعل غايت دارد و هم فاعل و در هر دو مورد ، هم « ما اليه الحركة » صادق است و هم « مالاجله الحركة » . امّا غايت به معنى « ما اليه الحركة » در فعل صادق است زيرا هر حركتى خود به خود جهتى و سويى دارد كه متحرّك از قوّه به فعل مىرسد و به عبارت ديگر حركت ، سير از جهت بالقوّه به جهت بالفعل است . و امّا غايت به معنى « ما اليه الحركة » در فاعل صادق است زيرا فاعل مىخواهد به اين وسيله نقص خود را بر طرف نموده و به سوى كمال سيرابى حركت كند . همچنين غايت به معنى « مالاجله الحركة » در فعل صادق است براى اينكه واقعا اين فعل براى سيراب شدن به وجود آمده است . و امّا غايت به معنى « مالاجله الحركة » در فاعل صادق است براى اينكه اين فاعل اين فعل را واقعا « براى » سيراب شدن به وجود آورده است . رابعاً ، ممكن است احيانا ما اليه الحركة و مالاجله الحركة هر دو در يك چيز متمركز و متّحد شوند ؛ يعنى همان چيزى كه حركت به سوى اوست فاعل نيز به خاطر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 436 | مرتضى مطهرى