« در جهان آخرت ، ميزانى براى اعمال بپاداشته مىشود » . اذهان عمومى كه جز نور حسّى و جز ترازويى كه جرم اجسام را تعيين مىكند ، معنى ديگرى تصور نمىكنند ناچار اين حقايق دينى را بر همين معانى و مصاديق تطبيق مىكنند ، ولى اهل دانش مىدانند كه مصداق « نور » منحصر به نور حسّى و مصداق « ميزان » منحصر به وسيلهء سنجش جرم اجسام نيست . حكما معتقدند كه اين مطلب كه در آثار دينى وارد شده است كه « عالم حادث است » نيز عينا همين طور است . آنچه كه بنا بر ادّعاى متكلّمين ، اجماع و اتّفاق بر آن شده است تنها اين مطلب است كه عالم حادث است ، و امّا اينكه حدوث عالم به چه نحو است و كداميك از معانى « حدوث » مراد است ( حدوث ذاتى يا حدوث زمانى ) اين مطلب ديگر بيان نشده است و بلكه گاهى قرائن نشان مىدهد كه آن حدوث از نوع حدوث ذاتى است .
و امّا دليل حكما بر اينكه حدوث ذاتى هم خود يك نوع حدوث است اين است كه اوّلا تقدّم و تأخّر منحصر به تقدّم و تأخّر زمانى نيست ( مقدّمهء اوّل ) و ثانيا معنى حدوث چيزى جز مسبوقيّت وجود به عدم ( يا تأخّر وجود از عدم ) نيست و يكى از معانى « عدم » هم لا اقتضائيّت و ليسيّت ذاتى ماهيّت است كه از آن به « امكان ذاتى » و « عدم مجامع » تعبير مىشود و اين عدم بر وجود ماهيّت تقدّم دارد ( مقدّمهء دوم ) ، و تقدّم اين عدم بر وجود ماهيّت همان « حدوث ذاتى » است .
در اينجا بايد به يك نكته اشاره كرد و آن اينكه اين تعبير كه گفته مىشود : « هر يك از حدوث و قدم بر دو قسم است : ذاتى و زمانى » تعبير صحيحى نيست ، زيرا در اينجا تقسيم به معنى واقعى وجود ندارد ، بلكه تعبير صحيح اين است كه بگوييم : گاهى حدوث به معنى حدوث زمانى به كار مىرود و گاهى به معنى حدوث ذاتى . اين ايراد بر تعبير حاجى سبزوارى نيز وارد است ، زيرا در عنوان اين فصل مىگويد : « غرر فى تعريفهما و تقسيمهما » و در شرح منظومه نيز تعبير « اقسام » را به كار مىبرد ، گرچه تعبيرى را كه در خود اشعار به كار مىبرد ( و يوصف الحدوث بالذّاتى و . . . ) صحيح و بدون اشكال است .
براى توضيح اين مطلب بايد در وهلهء اوّل معنى دو اصطلاح « عدم مقابل » و « عدم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٩٠