تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
قد كان ذا الجهات فى الاذهان * وجوب امتناع او امكان
زيرا وجود يا فى نفسه است يا نه ؛ و وجود فى نفسه يا لنفسه است ، يا براى غير است . و حقّ متعال وجودش فى نفسه و لنفسه و بنفسه است « 1 » . وجود مطلقا ( به تمام اقسامش ) در ذهن ، دارندهء يكى از جهات سه گانه است : وجوب ، امكان ، امتناع . شرح : مقصود اين است كه وجود ، چه محمولى باشد و در قضاياى ثنائيّه و بسيطه واقع شود و چه رابط باشد و در قضيّهء ثلاثيّه و مركّبه واقع گردد ، خواه ناخواه داراى يكى از اين جهات سه گانه است ؛ يعنى هر محمولى را به هر موضوعى نسبت دهيم ، خواه آن محمول خود وجود باشد يا چيز ديگر ، يكى از سه حالت را خواهد داشت : يا ثبوت محمول براى موضوع ضرورى و واجب است ، [ يا ممكن است ] و يا ممتنع . مثلًا اگر بگوييم : « الف موجود است » از يكى از سه حال خارج نيست : يا الف موجود است بالوجوب و بالضرورة ، يعنى بايد موجود باشد و محال است كه موجود نباشد ؛ و يا الف موجود است بالامكان ، يعنى مىتواند موجود باشد و مىتواند موجود نباشد ، نه وجود
هامش
( 1 ) . آنچه گفته شد انطباق دارد با آنچه در منظومه و شرحش آمده است ، ولى حقيقت اين است كه اين گونه تقسيم براى وجود ريشهء اصالت ماهيّتى دارد ؛ يعنى با طرز تفكّر اصالت ماهيّتى سازگار است كه وجود را يك مفهوم اعتبارى منتزع از حاقّ ذات ماهيّت مىداند ، نه با طرز تفكّر اصالت وجودى . بنابر اصالت وجود اگر نظر به مفهوم وجود بياندازيم وجود يا محمولى است و يا رابط ؛ يعنى صورت ذهنى مفهوم وجود گاهى به صورت اسمى و استقلالى است ، كه صحيح است موضوع يا محمول واقع شود ، و گاهى به صورت حرفى و غير مستقل ، كه رابط و پيوند ميان دو مفهوم ديگر است . اين تقسيم كه تقسيم مفهوم وجود از نظر ذهنى و به نحو قضيّهء ذهنيّه است ، در همين جا پايان مىيابد ؛ يعنى ديگر وجود محمولى و تصوّر مستقلّ وجود ، به دو قسم نفسى و رابطى منقسم نمىشود . و امّا مفهوم وجود بر حسب مصاديق خارجى خود - و نه وجود ذهنى آن - تقسيم مىشود به لنفسه و لغيره و بنفسه و بغيره . يعنى اگر نظر به واقعيّت وجود بياندازيم ، وجود يا مستقلّ است يا رابط ؛ وجود مستقل وجود واجب است و وجود رابط وجود ماسوا مطلقا . آنگاه وجود رابط به اين معنى بر دو قسم است : يا بى نياز از محل و موضوع است و يا نيازمند به آن ؛ اوّلى را مىتوانيم « وجود نفسى » و دومى را « وجود رابطى » بناميم .