شبههء اوّل
از جمله شبهاتى كه مرحوم حاجى سبزوارى در شرح منظومه آورده اين است كه معتزله مىگويند : طبق قاعدهء كلّى « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » از « معدوم مطلق » نمىشود خبر داد ؛ يعنى معدوم مطلق نمىتواند موضوع حكمى قرار گيرد . امّا شما در همين قضيّهء « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » از آن خبر دادهايد « 1 » . اگر معدوم مطلق است چگونه از آن خبر دادهايد ؟ پس چيزى هست كه از آن خبر دادهايد ، و به بيان ديگر از آن جهت از معدوم مطلق خبر دادهايد كه معدوم مطلق ، ثبوت دارد هر چند كه وجود ندارد . پس معدوم مطلق به معنى « ليس بثابت » نيست ، بلكه به معنى « ليس بموجود » است .
در جواب اين شبهه مىگوييم خود اين موضوع « معدوم مطلق » در ذهن موجود است و به اعتبار همين وجود ذهنى است كه از آن خبر دادهايم . پس معدوم مطلق ، معدوم مطلق است به حمل اوّلى ذاتى ، و معدوم مطلق ، معدوم مطلق نيست به حمل شايع صناعى . معدوم مطلقى كه نمىشود از آن خبر داد معدوم مطلق به حمل اوّلى ذاتى است يعنى آن چيزى كه مصداق معدوم مطلق است و نه مفهوم معدوم مطلق .
هامش
( 1 ) . نظير همين شبهه است دو مثال زير :
مثال اول : اگر كسى بگويد : « هر چه كه من بگويم دروغ است » اكنون آيا خود اين خبر هم دروغ است يا راست است ؟ اگر بگوييم خود اين خبر دروغ است ، پس معلوم مىشود او خبر راست هم مىگويد و اگر بگوييم اين خبر راست است باز معلوم مىشود كه او خبر راست نيز مىگويد و در هر دو صورت با اين سخنش كه گفت : « هر چه من بگويم دروغ است » منافات دارد .
مثال دوم : شخصى هنگام صبح مىگويد : « خبرى كه ظهر به شما خواهم داد دروغ است » و همان شخص موقع ظهر مىگويد : « خبرى كه صبح به شما دادم دروغ است » . اكنون كداميك از اين دو خبر صحيح است ؟
اگر خبر ظهر راست باشد پس خبر صبح دروغ است ، و اگر خبر صبح دروغ باشد پس خبر ظهر هم دروغ است ، و اگر خبر ظهر دروغ باشد پس بايد خبر صبح راست باشد ، و در نتيجه خبر صبح و خبر ظهر ، هم راست است و هم دروغ ، زيرا راست بودن خبر ظهر مستلزم دروغ بودن آن است و دروغ بودن آن نيز مستلزم راست بودن آن است .
همچنين راست بودن خبر صبح مستلزم دروغ بودن آن است و دروغ بودنش مستلزم راست بودن آن است . و حال آنكه واضح است كه يك خبر نمىتواند هم راست باشد و هم دروغ .