تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مستقيماً از هستى و نيستى اشياء بحث مىكند . به هر حال اين دو سنخ قضيّه وجود دارد و به عقيدهء منطقيّين فرق اين دو قسم قضيّه از لحاظ بساطت و تركّب است به تفصيلى كه در منطق گفته شده است . قضاياى بسيطه گاهى به نام « هليّات « 1 » بسيطه » و يا به نام « مفاد كان تامّه » ( در قضاياى موجبه ) و « مفاد ليس تامّه » ( در قضاياى سالبه ) نيز خوانده مىشود « 2 » .

مقدّمهء دوم

چنان كه مىدانيم در منطق ، قضايا را از يك نظر ديگر تقسيم كرده‌اند به دو قسم موجبه و سالبه . اما در اينكه مفاد قضاياى سالبه چيست بين قدما از فلاسفه - مانند ابن سينا - و طبقهء متأخّر از اينها تا حدود قرن يازدهم هجرى اختلاف نظرى است كه در كتب مبسوطه بيان شده است . آنچه كه مطابق تحقيق است و قدماى فلاسفهء اسلامى و همچنين طبقاتى از فلاسفهء اسلامى كه نزديك به زمان ما هستند آن را انتخاب كرده‌اند اين است كه قضيّهء سالبه ، جز رفع نسبت ايجابى مفاد ديگرى ندارد . پس قضيّهء سالبهء بسيطه مفادش جز رفع مفاد قضيّهء موجبهء بسيطه چيز ديگرى نيست ( به معناى خاصّى كه در محلّ خود بايد گفته شود ) و مفاد قضيّهء سالبهء مركّبه هم جز رفع نسبت قضيّهء موجبهء مركّبه چيز ديگرى نيست .

مقدّمهء سوم

هنگامى كه به مفاد قضاياى بسيطه توجّه مىكنيم مىبينيم كه محمول ، وجود مطلق است ، مانند اينكه مىگوييم : « انسان هست » ، و هنگامى كه به مفاد قضاياى مركّبه توجّه مىكنيم مىبينيم مثل اين است كه محمول ، وجود مقيَّد است ، مانند اينكه مىگوييم : « انسان كاتب است » ، كأنّه گفته‌ايم : « انسان هست كاتب » پس فرق است
هامش
( 1 ) . هليّه ، مصدر انتزاعى است كه از « هل » استفهامى مشتق شده است . ( 2 ) . به همين ترتيب ، قضاياى مركّبه گاهى به نام « هليّات مركّبه » و « مفاد كان ناقصه » ( در قضاياى موجبه ) و « مفاد ليس ناقصه » ( در قضاياى سالبه ) خوانده مىشود .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 291 | مرتضى مطهرى