است و مراتب ديگر فقير و ممكن . خود مراتب فقير و ممكن نيز از لحاظ شدت و ضعف و كمال و نقص ، با يكديگر متفاوتند و به عبارت ديگر حقيقت وجود يك حقيقت تشكيكى است و اختلاف مراتب به شدت و ضعف و كمال و نقص است و جهت اشتراك مراتب با يكديگر عين جهت اختلاف آنهاست ، مانند مراتب نور كه بعضى قوىتر و بعضى ضعيفتر است ، نور قوى با نور ضعيف در حيثيت نورى با هم مشتركند و تفاوتشان در قوّت و ضعف است ، نور قوى جز نور چيزى نيست و نور ضعيف نيز جز نور چيزى نيست ؛ يعنى چنين نيست كه نور قوى مركّب است از نور و غير نور و بدين جهت قوى شده است كه چيز ديگرى با نور مخلوط شده است ، و يا نور ضعيف مركّب است از نور و غير نور و بدين جهت به صورت نور ضعيف متجلّى گشته است « 1 » .
وَ عِندَ مَشّائِيّة حَقائِق * تَبايَنَت وَ هُو لَدَىّ زاهِق
وجود در نزد ( به عقيدهء ) حكماى مشّائيّين ، حقايقى
است متباين با يكديگر ، و اين عقيده نزد من باطل است
لِأَنَّ مَعنَى واحِداً لا يَنتَزِع * عَمّا لَه تَوَحّد ما لَم يَقَع
زيرا مفهوم واحد انتزاع نمىشود
از امور كثيرهاى كه هيچ وحدتى ندارند
شرح : در بيت اول از اين دو بيت عقيدهء مشّائيّين مبنى بر كثرت وجودات نقل و تزييف ( نادرست به حساب آوردن ) شده است ، و در بيت دوم يك برهان بر بطلان عقيدهء مشّائيّين ذكر شده است .
توضيح برهان اين است كه : در مسألهء دوم از مسائل وجود تحت عنوان « اشتراك وجود » ثابت شد كه اشتراك وجود اشتراك معنوى است نه لفظى . به عبارت ديگر مفهوم وجود يك مفهوم واحد عامّ است كه در همهء موارد صدق مىكند نه اينكه به عدد
هامش
كتب فلسفهء اسلامى مىآمده صحيح نيست . اين حكما به مسائل فلسفى از نظر تاريخى عنايت نداشتهاند و از اين رو مسامحات زيادى در كلماتشان رخ داده است .
( 1 ) . بحث « وحدت و كثرت وجود » و همچنين بحث « تشكيك » به طور كلّى نيازمند به توضيح بيشترى است . به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئاليسم رجوع شود .