غرر ششم : وحدت و كثرت
الفَهلَويّون الوُجُود عِندَهم * حَقيقَة ذات تَشُكّك تَعُمّ
مَراتِباً غنى وَ فَقراً تَختَلِف * كالنّورِ حَيثُما تَقوّى وَ ضَعف
وجود در نزد حكماى قديم ايران
حقيقتى است مختلف المراتب كه شامل مىشود
مراتبى كه از نظر بىنيازى و نياز مختلفند
مانند نور كه قوى مىشود و ضعيف
شرح : مسألهء « وحدت و كثرت وجود » پس از مسألهء « اصالت وجود » مهمترين مسائل فلسفه است . همواره براى بشر اين مسأله مطرح بوده است كه آيا بر جهان ، وحدت حكمفرماست يا كثرت ؟ يعنى آيا آنچه هست واقعاً يكى است و كثرت ، موهوم است و از قبيل عكسهاى گوناگون است كه از يك شىء در آئينههاى متعدد مىافتد ؛ و يا بر عكس ، كثرت امر واقعى است و وحدت موهوم است ؛ يعنى اين ذهن بشر است كه وحدتى از اين كثرتها انتزاع مىكند « 1 » ؟
هامش
( 1 ) . در حكمت اسلامى اين مسأله به صورت « وحدت و كثرت وجود » مطرح مىشود . يكى از اشتباهات رايج اين است